جستجوی این وبلاگ

۳۰.۳.۹۱

پیام کانون صنفی معلمان ایران به مناسبت روز جهانی مبارزه با بهره کشی از کودکان



 کانون صنفی معلمان ایران به مناسبت 12 ژوئن روز جهانی مبارزه با بهره کشی از کودکان پیام کوتاهی را منتشر ساخت.
در بخشی از این پیام با اشاره به وضعیت کودکان کار و خیابان آمده است: " معلمان در جرگه نخستین کسانی هستند که با این دشواری جامعه‌های توسعه یابنده و به ویژه پیامدهای گریزناپذیر آن درگیرند. دیدن دانش آموزان با سیمایی آشفته، چشمانی گود رفته و خواب آلود و روحی خسته و پریشان که واژه‌ای به نام افت آموزشی را با خود یدک می‌کشند دل و جان هر انسانی را می‌آزارد."
متن این پیام که نسخه ای از آن در اختیار خبرگزاری هرانا قرار گرفته است به شرح زیر است:
در هنگامه‌ای روز جهانی مبارزه با بهره کشی از کودکان- دوازده ژوئن برابر بیست و سه خرداد- را پشت سر می‌گذاریم که هم اکنون از دویست و پانزده میلیون کودک در سراسر جهان به شیوه‌های گوناگون بهره کشی می‌شود. کودکانی که کمترین بهره را از آموزش‌های همگانی و مهارت‌های زندگی دارند و تنهای نحیف و روح پاک آن‌ها، آنچنان توانی برای انجام بسیاری از کارهای سخت را ندارد. کودکانی که پدر یا مادری ندارند تا در سایه سار مهر آن‌ها بیاسایند و یا خانواده‌هایشان آنچنان تهی دست‌اند که ناگزیر، فرزندان خویش را برای کاهیدن از سختی زندگی، به کارهای گوناگون می‌گمارند. در جهان امروز، گسترش فقر، جنگ-نمونه تازه‌اش، کشتار بی‌شرمانهٔ کودکان سوری- اعتیاد، بیماری‌های فراگیری مانند ایدز و... شمار این کودکان را به شدت افزایش می‌دهد. پدیده زشت و اندوه بار کودکان کار و خیابان در ایران نیز آنچنان گسترده و روزمره شده است که کمتر چشمی را می‌آزارد و اندک دلی را به درد می‌آورد. شوربختانه این حضور شوم با اجرای سیاست‌های اقتصادی سال‌های گذشته، بیش از پیش پر رنگ گشته و گسترش یافته است.
معلمان در جرگه نخستین کسانی هستند که با این دشواری جامعه‌های توسعه یابنده و به ویژه پیامدهای گریزناپذیر آن درگیرند. دیدن دانش آموزان با سیمایی آشفته، چشمانی گود رفته و خواب آلود و روحی خسته و پریشان که واژه‌ای به نام افت آموزشی را با خود یدک می‌کشند دل و جان هر انسانی را می‌آزارد.
کانون صنفی معلمان ایران با گرامی داشت این روز، دست اندرکاران را به دوراندیشی و واکاوی بیش از پیش این بیماری اجتماعی - اقتصادی فراخوانده و آمادگی خود را برای همکاری و همیاری با نهاد‌های دولتی و مردم نهاد برای پاک کردن این پدیده زشت از چهرهٔ اجتماع اعلام می‌کند.

کانون صنفی معلمان ایران

خرداد ۱۳۹۱

۲۹.۳.۹۱

بیانیه مشترک ۱۷ سازمان حقوق بشری در مورد حق تحصیل و آزادی علمی در ایران



بنیاد عبدالرحمن برومند، عفو بین الملل، عرصه سوم، مادهٔ ۱۹، جامعه بین المللی بهاییان، کمیته گزارشگران حقوق بشر، موسسه مطالعات حقوق بشر قاهره، دانشجویان سبز حامی دموکراسی برای ایران – جنوب کالیفرنیا، مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، دیده‌بان حقوق بش، کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، فدراسیون بین المللی جامعه‌های حقوق بشر، مرکز اسناد حقوق بشر ایران، جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران، جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی، انجمن دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه جورج واشینگتن، اتحاد برای ایران
بیانیه مشترک در مورد حق تحصیل و آزادی علمی در ایران
سازمان‌های امضا کنندهٔ این بیانیه، ۱۷ سازمان حقوق بشری و دانشجویی فوق الذکر، نگرانی عمیق خود را از وضعیت نگران کننده آزادی علمی در جمهوری اسلامی ایران ابراز می‌کنند؛ به ویژه، در زمینه نقض آزادی بیان، آزادی تشکل و گردهم آیی در محوطه‌های دانشگاهی، و نیز رویه‌های نهادینه شده‌ای که برای مقامات دولتی این امکان را فراهم آورده است تا به صورت خودسرانه دانشجویان را اخراج و یا از تحصیل محروم و مدرسین و اساتید آموزش عالی را به خاطرعقاید و یا فعالیت‌های سیاسیشان از کار برکنار کنند. از سال ۲۰۰۹ تا کنون بیش از ششصد دانشجو، و همچنین چندین استاد دانشگاه، بازداشت شده و متعاقبا بسیاری از آنان به زندان افتاده‌اند. علاوه بر این، صد‌ها تن به خاطر فعالیت‌های سیاسی خود از تحصیل محروم شده‌اند.
حق تحصیل برای تمامی انسان‌ها و بدون هرگونه تبعیضی به صراحت در پیمان‌های بین المللی، از جمله آن دسته از معاهده‌هایی که ایران امضا کرده است، تضمین شده است؛ از جمله در اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و کنوانسیون یونسکو علیه تبعیض تحصیلی. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز آنرا تضمین کرده است. میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR) و کنوانسیون بین المللی حذف تبعیض نژادی (CERD) نیز به نوبهٔ خود حقوق افراد در آزادی عقیده، بیان، تشکل و گردهم آیی را مورد حمایت قرار می‌دهند و اعمال تبعیض علیه افراد به خاطر‌نژاد، جنسیت، مذهب یا اعتقاد، یا قومیت یا عقاید سیاسی یا عقاید دیگر را منع می‌کنند. میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی همچنین از حقوق اقلیت‌ها، در اشتراک با دیگران، حمایت می‌کند تا بتوانند از فرهنگ خود بهره‌مند شوند، به مذهب خود عمل کنند و زبان خود را به کار برند.
نظریه عمومی شمارهٔ ۱۳ مربوط به میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (ICESCR) در سال ۱۹۹۹، در تعریف آزادی علمی از جمله این موارد را متذکر شده است:
«اختیار افراد در بیان آزادانه نظرات خود پیرامون موسسه یا دستگاهی که در آن مشغول به کار هستند، انجام وظایف خود بدون تبعیض و یا داشتن هراس از سرکوب توسط دولت یا عوامل دیگر، مشارکت در نهادهای علمی حرفه‌ای یا انتخابی، و بهره‌مند شدن از تمامی حقوق بشر که در سطح بین المللی به رسمیت شناخته شده و در مورد سایر افراد‌‌ همان حوزه قابل اعمال است».
علاوه بر این، نظریه عمومی شمارهٔ ۱۳ مربوط به میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (ICESCR) عنوان می‌دارد که «محرومیت دانشجویان و مدرسان از آزادی علمی» نقض مادهٔ ۱۳ این میثاق (ICESCR) است.
خط مشی مورد توصیه یونسکو در رابطه با وضعیت مدرسان آموزش عالی در سال ۱۹۹۷ عنوان می‌کند که از حق تحصیل «تن‌ها در محیطی می‌توان به طور کامل بهره‌مند شد که استقلال موسسات آموزش عالی و آزادی علمی وجود داشته باشد.» آزادی علمی در آن خط مشی به این صورت تعریف می‌شود:
«بدون اعمال محدودیت از جانب ایدئولوژی رسمی، آزادی تدریس و مباحثه، آزادی انجام تحقیق و پخش و انتشار نتایج آن، آزادی بیان عقاید و نظرات، آزادی از سانسورنهادینه، و آزادی مشارکت در نهادهای تخصصی و انتخابی… بدون هرگونه تبعیضی و بدون داشتن هراس از سرکوب توسط حکومت یا سایر مراجع».
خط مشی یونسکو در ادامه تاکید می‌کند که اساتید نباید به تدریس مطالبی که بر خلاف دانش و عقاید آنهاست واداشته شوند، نباید مجبور به استفاده از برنامه‌های درسی و یا روش‌هایی شوند که در تضاد با استانداردهای بین المللی حقوق بشری هستند، و نمی‌بایست به هیچ وجه در معرض اخراج قرار بگیرند، مگر آنکه دلایل کافی در ارتباط با عملکرد حرفه‌ای آن‌ها وجود داشته باشد و این دلایل در پیشگاه اشخاص ثالث مستقل و بی‌طرف مطرح گردد و مورد رسیدگی قرار بگیرد. با توجه به این استاندارد‌ها و معیار‌ها، موسسات آموزش عالی می‌بایست از آزادی علمی و حقوق بشر اساسی پشتیبانی کنند، از رفتار منصفانه و عادلانه با دانشجویان اطمینان حاصل کنند، سیاست‌هایی اتخاذ کنند که متضمن برخورد یکسان و برابر با زنان و اقلیت‌ها باشند و تضمین کنند که خشونت، ارعاب و آزارو اذیت مانع کار کادر آموزش عالی نشود. با این حال در ایران، دانشجویان و اساتید دانشگاه به خاطرعقاید، جنسیت، مذهب و قومیت خود، کماکان با نقض روزمره و فراگیر حقوق خود مواجه هستند. شبکهٔ آموزش و حقوق علمی (NEAR)، سازمان غیردولتی و مستقلی که بر وضعیت آزادی علمی نظارت دارد، در سال ۲۰۱۱ حداقل ۹۲ مورد نقض حقوق علمی در ایران را ثبت کرده است. دفتر تحکیم وحدت، بزرگ‌ترین سازمان مستقل دانشجویی در ایران، گزارش داده است که در فاصله ماه مارس سال ۲۰۰۹ تا ماه فوریه سال ۲۰۱۲، حداقل ۳۹۶ دانشجو به علت ابراز مخالفت سیاسی مسالمت آمیزیا مخالفت‌های مسالمت آمیز دیگر توسط وزارت علوم، تحقیقات و فناوری از ادامه تحصیل محروم شده‌اند. علاوه بر این، حداقل ۶۳۴ دانشجو توسط نهادهای امنیتی و اطلاعاتی بازداشت، و ۲۵۴ دانشجو به دلایل مشابه محاکمه شده‌اند، که بر امکان ادامه تحصیل آنان تاثیر گذاشته است. وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در سال ۲۰۰۹ دفتر تحکیم وحدت را به علت «شرکت در فعالیت‌هایی که امنیت ملی را به مخاطره انداخته» یک اتحادیه غیرقانونی اعلام کرد.
سازمان‌های امضاکننده می‌گویند اطلاعاتی جمع آوری کرده‌اند حاکی از آنکه مقامات ایرانی مرتبا فعالان دانشجویی در ایران را به خاطر انتقادات مسالمت آمیزشان از سیاست‌های حکومت، مورد تهدید، تعلیق از تحصیل، بازداشت، تعقیب و پیگرد قانونی قرار می‌دهند و محکوم می‌کنند. این مقامات همچنین صد‌ها گردهمایی، سازمان مستقل و نشریه دانشجویی را از ادامه فعالیت بازداشته‌اند. در حال حاضر بیش از ۳۰ دانشجو تنها به خاطر استفاده از حق خود در آزادی بیان، تشکل و گردهم آیی، از طریق بیان نظرات خود، شرکت در تظاهرات، و یا عضویت در سازمان‌های دانشجویی مستقل و منتقد دولت، در زندان محکومیت‌های طولانی حبس خود را می‌گذرانند … این دانشجویان در مجموع به بیش از ۱۳۰ سال زندان محکوم شده‌اند؛ احکام زندان برخی از آنان به ۱۵ سال نیز می‌رسد.
سازمان‌های امضاکننده نگرانی دیگر خود را از این مهم ابراز کرده‌اند که ظاهرا دولت ایران دانشجویان متقاضی ورود به دوره‌های بالا‌تر از کار‌شناسی و نیز داوطلبین تدریس در دوره‌های آموزش عالی را بر اساس عقاید ایدئولوژیک آن‌ها مورد گزینش قرار می‌دهد. به منظور ممانعت از بروز مخالفت سیاسی در مراکز دانشگاهی، شورای عالی انقلاب فرهنگی برای دانشجویان داوطلب به ادامه تحصیل در مقطع آموزش عالی پیش نیازهای عقیدتی و سیاسی وضع کرده است. این مقررات دانشجویان را ملزم به اعتقاد به اسلام و یا یکی از ادیان دیگرمورد شناسایی حکومت می‌کند و احراز «عدم معاندت آن‌ها با جمهوری اسلامی» و نداشتن «فساد اخلاقی» آن‌ها را ضروری می‌داند. این مقررات توسط وزارت اطلاعات، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و کمیته‌های انضباطی دانشگاه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند تا به صورت «خودسرانه» بر دانشجویان اعمال فشار کنند و آن‌ها را به خاطر عقاید و نظراتشان مورد مجازات قرار دهند، و از جمله آن‌ها را از پذیرش و ثبت نام در دانشگاه‌ها محروم کنند. به این ترتیب، این مقررات ناقض مادهٔ ۳ قانون اساسی ایران هستند که به صراحت حق تحصیل را برای تمامی شهروندان تضمین کرده است.
سازمان‌های امضاکننده همچنین عنوان کرده‌اند که واحد‌های اطلاعاتی و شبه نظامی در ایران، از جمله نیروی شبه نظامی بسیج، حضور فعالی در مراکز دانشگاهی دارند و در برخوردهای خشونت آمیز با دانشجویان مشارکت می‌کنند؛ از جمله با حملات مکرر به گردهم آیی‌های مسالمت آمیز دانشجویان و خوابگاه‌ها که جراحات جدی و مرگ چندین تن از دانشجویان را در پی داشته است. اگرچه وقوع چنین حملاتی به مراکز دانشگاهی بی‌سابقه نبوده است، وقوع آن‌ها در پی انتخابات مورد مناقشه سال ۲۰۰۹ در دانشگاه‌های سراسر کشور افزایش چشمگیری داشته است.
علاوه بر این، اقلیت‌های ایران در دوره‌های تحصیلی آموزش عالی با محرومیت و تبعیض سیستماتیک مواجه هستند. مقامات ایران مشخصا پیروان آیین بهایی را مورد هدف قرار داده و آن‌ها را، تنها به خاطر عقاید مذهبیشان، از ادامه تحصیل در مقطع آموزش عالی محروم می‌کنند. اساس این کار مقررات مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی است که اعتقاد به اسلام یا یکی از ادیان اقلیت مورد شناسایی رسمی حکومت راـ که شامل آیین بهایی نیست ـ به عنوان شرط تحصیل در دانشگاه‌ها تعیین کرده است. سازمان‌های امضاکننده گفته‌اند که بنا بر اطلاع آن‌ها از ورود صد‌ها تن از دانشجویان واجد شرایط بهایی به دانشگاه‌های دولتی و خصوصی و مراکز آموزش حرفه‌ای جلوگیری به عمل آمده است. در سال ۲۰۱۱، مقامات ایرانی به موسسهٔ آموزش عالی بهاییان (BIHE)، که به عنوان یک دانشگاه مکاتبه‌ای آنلاین در سال ۱۹۸۷ تاسیس شده، یورش بردند و سی مدرس آن را بازداشت و زندانی کردند. حداقل نه تن از این مدرسین با اتهاماتی مرتبط با استفادهٔ مسالمت آمیز از آزادی بیان، تشکل و گردهم آیی محکوم شده‌اند و هم اکنون گویا هفت تن از آنان دوران محکومیت خود را در زندان سپری می‌کنند.
فعالین دانشجویی که برای دفاع از حقوق اقلیت‌های قومی فعالیت می‌کنند، به خاطر ابراز نارضایتی از تبعیض علیه خود معمولا با خشن‌ترین مجازات‌ها توسط مقامات ایرانی مواجه می‌شوند؛ از جمله با بازداشت‌های خودسرانه و‌گاه خشونت آمیز، حکم‌های سنگین زندان و حتی در برخی موارد، با حکم اعدام. برای نمونه، در سال ۲۰۱۱، چهار تن از اعضای اتحادیه دموکراتیک دانشجویان کُرد بازداشت و چندین نفر دیگر از اعضا به نهاد‌ها و ارگان‌های اطلاعاتی امنیتی احضار شدند.

همچنین، تبعیض علیه زنان در سیستم آموزش عالی ایران افزایش یافته است. جداسازی جنسیتی که اخیرا در برخی دانشگاه به اجرا گذاشته شده است این سوال را پیش می‌آورد که آیا، به شرط وجود ظرفیت و آنگونه که قوانین بین المللی مقرر کرده‌اند، زنان و مردان به آموزش عالی با کیفیت یکسان دسترسی برابر خواهند داشت یا خیر. گزارشات مبنی بر اعمال سهمیه‌هایی از جانب وزارت علوم، تحقیقات و فناوری که پذیرش زنان در برخی از رشته‌های تحصیلی دانشگاهی را محدود می‌کنند، حاکی از آن است که زنان برای استفاده از حق خود مبنی بر دسترسی بدون تبعیض به آموزش عالی، با محدودیت‌های فزاینده‌ای روبه رو هستند. به نظر می‌رسد این سهمیه‌ها به منظور افزایش نسبت تعداد دانشجویان پسر پذیرفته شده در دانشگاه‌ها و کاهش دسترسی زنان به برخی رشته‌های تحصیلی مشخص، طراحی گردیده است. این گونه محدودیت‌ها بر امکان انتخاب تحصیلی زنان، اصل ممنوعیت تبعیض و نیزتعهدات ایران تحت قوانین بین المللی را نقض می‌کند. این قوانین از دولت‌ها می‌خواهند تا اطمینان حاصل کنند که زنان و مردان به صورت برابر از حق تحصیل برخوردار خواهند بود. علاوه بر این، در واقعه‌ای آزاردهنده و ناخوشایند در اردیبهشت ماه، مامورین انتظامات دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن تعدادی از دانشجویان دختر را به علت عدم رعایت معیارهای حجاب مورد اهانت و ضرب و شتم قرار داده‌اند.
وضعیت اساتید و مدرسین آموزش عالی چندان بهتر نیست. از انتخابات سال ۲۰۰۹ تا کنون، مقامات ایرانی بیش از یکصد تن از اساتید دانشگاه را به خاطر عقاید سیاسیشان و یا مخالفت با دولت اخراج کرده‌اند. این عمل در تناقض و مغایرت با مادهٔ ۱۳ میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (ICESCR) است، که دولت‌ها را ملزم می‌کند تا آزادی علمی و استقلال دانشگاه‌ها را تضمین کنند. در حال حاضرچندین تن از استادان دانشگاه، تنها به علت ابراز مسالمت آمیزنظرات مخالف خود با حکومت، محکومیت زندان خود را سپری می‌کنند.
و سرانجام، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری برنامه‌ای را در دستور کار قرار داده که هدف آن «تطبیق دادن» برخی از رشته‌های تحصیلی با ایدئولوژی اسلامی به تعریف حکومت است. رشته‌های حقوق، مطالعات زنان، حقوق بشر، مدیریت، هنر و مدیریت فرهنگی، جامعه‌شناسی، علوم اجتماعی، فلسفه، روان‌شناسی وعلوم سیاسی از این جمله هستند. چنین سیاستی به معنای نقض شدید آزادی علمی از طریق اعمال سانسورمستقیم و کنترل ایدئولوژیک آموزش عالی توسط دولت است.
سازمان‌های امضاکننده قویا از مقامات ایرانی می‌خواهند تا ایران به تعهدات بین المللی خود برای پاسداشت حق تحصیل و آزادی علمی از راه‌های زیر عمل کند:
فورا و بی‌هیچ قید و شرطی، تمامی دانشجویان و مدرسان آموزش عالی در ایران را، که به خاطر استفادهٔ مسالمت آمیز از حق آزادی بیان، تشکل و گردهم آیی زندانی شده‌اند، آزاد کنند، از جمله مدرسان موسسه آموزش عالی بهاییان، و نیز کسانی را که نظرات سیاسی خود را بیان کرده‌اند. (لیست‌های اسامی در پایین آمده است)؛
به شناسایی و برخورد منظم با دانشجویان به خاطرعقاید، و یا فعالیت‌های سیاسی، مدنی، ویا مذهبیشان پایان دهند و مقررات پذیرش دانشجو و نیز مقررات مربوط به کمیته‌های انضباطی را مورد تغییر و بازبینی قرار دهند، به گونه‌ای که از رعایت اصول آزادی بیان، تشکل و گردهم آیی اطمینان حاصل شود؛
تمامی واحدهای اطلاعاتی و شبه نظامیان بسیج را از مراکز دانشگاهی بیرون ببرند؛
به سازمان‌های دانشجویی مستقل و مسالمت جوی ایرانی اجازه دهند تا آزادانه و بدون دخالت و مزاحمت از جانب نهاد‌ها ومقامات دولتی به فعالیت بپردازند؛
به سیاست‌های تبعیض آمیز علیه زنان پایان دهند، از جمله به سیستم سهمیه بندی که مشارکت زنان در مقطع آموزش عالی را محدود می‌سازد، جداسازی جنسیتی که ممکن است به اعمال تبعیض علیه زنان در مقطع آموزش عالی بیانجامد، و محدودیت‌ها بر محوطه‌های دانشگاهی و رشته‌های تحصیلی که زنان امکان حضور و مشارکت در آنرا داشته باشند؛ و همچنین اجبار به رعایت استانداردهای پوششی برای زنان را، که حقوق شخصی، آزادی بیان و آزادی مذهب و عقیده را نقض می‌کند، متوقف سازند؛

به تمامی سیاست‌ها و اقداماتی که علیه اقلیت‌های مذهبی و قومی در ایران، به ویژه جامعه بهایی، تبعیض اعمال می‌کنند، یا به طریقی حقوق آن‌ها را نقض می‌کنند، پایان دهند، از جمله در ارتباط با امکان دسترسی آن‌ها به آموزش عالی و آزادی علمی؛

به سیاست استخدام، ارتقا و یا اخراج مدرسین موسسات آموزش عالی بر اساس عقاید شخصی و سیاسی آن‌ها خاتمه دهند و کمیته‌های دانشگاهی مستقلی برای بازبینی پروندهٔ اساتید اخراج شده تشکیل دهند و استادانی را که به دلایل سیاسی و ایدئولوژیک اخراج شده‌اند به مقام و موقعیت سابق خود بازگردانند؛
اطمینان حاصل کنند که مدیریت دانشگاه‌ها، برنامه‌های درسی، و فرآیند پذیرش در دانشگاه‌ها مستقل از کنترل دولت، به دور از گزینش ایدئولوژیک، از جمله بر پایه مقررات مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی، باشند و استانداردهای بین المللی آزادی علمی به تعیین یونسکو و میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را رعایت کنند.
دانشجویان زندانی در ایران
بهاره هدایت، ضیا نبوی، مجید دری، مجید توکلی، ایقان شهیدی، علی اکبر محمدزاده، علی ملیحی، حسن اسدی زیدآبادی، حامد امیدی، سعید جلالی فر، مهدی خدایی، میلاد کریمی، بابک داشاب، حامد روحی‌نژاد، حسین رونقی ملکی، شاهین زینعلی، آرش صادقی، جواد علیخانی، امید کوکبی، حبیب الله لطیفی (محکوم به اعدام)، شبنم مددزاده، عاطفه نبوی، فرشته شیرازی، افشین شهبازی، روزبه سعادتی، مهرداد کرمی، علی جمالی، محمد احدی، روح الله روزی طلب، سما نورانی، عماد بهاور و کاوه رضایی شیراز

مدرسین و اساتید دانشگاهی زندانی در ایران


مسعود سپهر، قربانعلی بهزادیان‌نژاد، قاسم شعله سعدی، داوود سلیمانی، محسن میردامادی، زهرا رهنورد (حبس خانگی) و احمد می‌ری

مدرسین موسسه آموزش عالی بهاییان: 

محمود با دوام، ریاض سبحانی، رامین زیبایی، فرهاد صدقی، نوشین خادم، کامران مرتضایی و کامران رحیمیان

۲۸.۳.۹۱

بیانیه انجمن حمایت از حقوق کودکان به مناسبت روز جهانی مبارزه با استثمار کودکان



 انجمن حمایت از حقوق کودکان به مناسبت ۱۲ ژوئن، روزجهانی مبارزه با استثمار کودکان بیانیه‌ای صادر کرد. در بیانیه انجمن نسبت به اقدام سازمان جهانی کار در جهت کاهش حد اقل سن اشتغال به ۱۴ سال ابراز نگرانی شده است و در خصوص تبعات حاصل از آن نیز هشدار داده شد. انجمن نگرانی خود را به تبعات حاصل از تحریم‌ها و نیز عدم تخصیص درآمد حاصل از آزاد سازی یارانه‌ها به پویایی تولید و افزایش کودکان کار اعلام کرده است.
متن کامل بیانیه را در ادامه بخوانید.
بار دیگر در آستانه روز جهانی مبارزه با استثمار کودکان قرار گرفته‌ایم، نامگذاری ۱۲روز ژوئن به عنوان «روز جهانی مبارزه با استثمار کودکان» از سال ۲۰۰۲که از سوی سازمان جهانی کار (ILO) صورت گرفت می‌توانست آغاز تلاش‌های موثرتری در جهت کاهش اشتغال کودکان باشد. اما برای مدافعان حقوق کودکان و تشکل‌های مدنی حامی کودکان همواره این سوال مطرح بوده است از سال ۱۳۷۸ که مقاوله نامه ۱۸۲ سازمان جهانی کار (ممنوعیت و محو بد‌ترین اشکال کار کودک) در اجلاس جهانی کار به تصویب اعضاء رسید تا کنون چه تغییری در وضعیت زندگی کودکان محروم جهان ایجاد شده است؟ کشورهای عضو تا چه حدی پایبندی خود را به مفاد این تعهد نامه بین المللی نشان دادند و ضمانت اجرایی آنچه بوده است؟
تعیین ۱۴ سالگی به عنوان حد اقل سن اشتغال کودکان از سوی سازمان جهانی کار در سال جاری اگر به تصویب اجلاس جهانی کار برسد رسوایی بزرگی برای این نهاد بین المللی به اصطلاح حامی کارگران خواهد بود. در حالی که بر اثر بحران‌های اقتصادی جهانی آمار بیکاری بزرگسالان هر روزه رو به افزایش است، پایین آوردن حد اقل سن اشتغال کودکان به ۱۴ سال چه توجیهی می‌تواند داشته باشد؟
آمار‌ها حکایت از آن دارد که بیش از ۲۵۰ میلیون کودک در جهان به کار‌های طاقت فرسا مشغولند که حدود یک سوم آن ‏‌ها به خود فروشی و تجارت مواد مخدر و ۱۰۶ میلیون نفر از آن ‏‌ها به کارهای دیگر اشتغال دارند. این آمار‌ها همچنین گویای آن است که تنها سهم آسیا ۱۲۷ میلیون کودک کار است.
درچنین شرایطی و در حالی که بحران‌های اقتصادی جهان هر روزه گریبان زحمتکشان را می‌گیرد و منجر به بیکاری روز افزون آن‌ها می‌شود، آیا پایین آوردن سن اشتغال کودکان در جهت خدمت به تبهکاران اقتصادی برای استفاده از شانه‌های نحیف کودکان جهت عبور از بحران‌های موجود نیست؟
انجمن حمایت از حقوق کودکان هشدار می‌دهد که با تعیین ۱۴ سالگی به عنوان حد اقل سن اشتغال کودکان از سوی سازمان جهانی کار و تثبیت آن، عملا راه برای استثمار بیشتر کودکان هموار‌تر خواهد شد.
گزارش‌هایی که وزارت کار هر ساله از روند رو به بهبود وضعیت کودکان کار کشور و اجرای مقاوله نامه ۱۸۲ به اجلاس جهانی کار می‌دهد و عدم پی گیری صحت و سقم این گزارش‌ها از سوی سارمان جهانی کار خود گواه این است که این سازمان بین المللی عملا در احقاق حقوق کودکان کار به مانند حقوق کارگران بزرگسال ناتوان بوده است.
در سالی که گذشت تحریم‌های اقتصادی و تورم و گرانی حاصل از آن و نیز و عدم تخصیص درآمد حاصل از آزاد سازی یارانه‌ها به پویایی تولید در کشور منجر به بیکاری بخش زیادی از کارگران کشور شده است که این روند می‌تواند به افزایش آمار کودکان شاغل منجر شود. در طی سالهای گذشته تمامی مطالبات تشکل‌های حامی کودکان برای توانمند سازی کودکان در وضعیت دشوار بی‌پاسخ مانده است و سایه سهمگین فقر و بی‌عدالتی همچنان اولین قربانیان خود را از بین کودکان معصوم انتخاب می‌کند.
انجمن حمایت از حقوق کودکان ضمن تاکید بر مفاد تمامی بیانیه‌های قبلی و به سهم خود، یک بار دیگر مسئولیت سنگین سیاستگذاران و تصمیم سازان حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی را در قبال شهروندان – از جمله کودکان –یاد آور می‌شود. کودکان کار برای دردهای بیشماری که دارند، از فرط مشقت و رنج حاصل از اشتغال زود هنگام در گرمای سوزان تابستان و سرمای جانکاه زمستان پناهی می‌جویند، آیا فریاد رسی هست؟
هیئت مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان – ۱۲ ژوئن ۲۰۱۲

۲۷.۳.۹۱

عبدالفتاح سلطانی به ۱۳ سال حبس تعزیری در تبعید محکوم شد



 عبدالفتاح سلطانی وکیل پایه یک دادگستری و فعال سر‌شناس حقوق بشری از سوی شعبه ۵۴ دادگاه انقلاب استان تهران به ۱۳ سال حبس تعزیری محکوم شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، بر اساس حکم شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر استان نهران وی می‌بایست محکومیت خود در تبعید و در زندان برازجان تحمل کند.
این حکم در حالی برای نامبرده صادر شده است که وی به دلیل شرایط نامناسب تغذیه در زندان به بیماری کم‌خونی دچار شده است.
این فعال سر‌شناس حقوق بشری و وکیل دادگستری پیش‌تر از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی به ۱۸ سال حبس تعزیری و ۲۰ سال مجرومیت از وکالت محکوم شده بود.
اتهامات این وکیل برجسته ایرانی «تبلیغ علیه نظام، تشکیل گروه غیرقانونی، اجتماع و تبانی علیه نظام» اعلام شده بود.

عفو بین‌الملل خواستار آزادی فوری فعالان کارگری شد



 عفو بین‌الملل در جریان نشست سالانه سازمان جهانی کار از ایران خواست فعالان کارگری زندانی را فورا و بدون قید و شرط آزاد کند. همزمان خبر می‌رسد که دو کارخانه در سمنان که به بهاییان تعلق داشته بسته شده است.
به گزارش تارنمای دویچه وله، یک صد و یکمین اجلاس سالانهٔ سازمان جهانی کار روز جمعه (۱۵ ژوئن/ ۲۶ خرداد) در ژنو به کار خود پایان داد.
سازمان عفو بین‌الملل در جریان این اجلاس با انتشار گزارشی از وضعیت کارگران و تشکل‌های کارگری در ایران، بار دیگر از حکومت جمهوری اسلامی خواست فعالان کارگری بازداشت شده را آزاد کند.
عفو بین‌الملل از ایران می‌خواهد به تعهدات بین‌المللی خود در مورد آزادی فعالیت تشکل‌های کارگری پایبند باشد و افرادی را که به خاطر چنین فعالیت‌هایی به زندان محکوم شده‌اند بدون قید و شرط آزاد کند.
به گزارش کانون مدافعان حقوق کارگر در این گزارش آمده است که مسئولان ایرانی تشکل‌های مستقل کارگری را در ایران ممنوع کرده‌اند و این اقدام بر خلاف موافقت‌نامه‌های بین‌المللی است که ایران در سازمان جهانی کار و سازمان‌های بین‌المللی آن را امضا کرده است.
مطابق پیمان حقوق سیاسی و مدنی سازمان بین‌المللی کار هر شهروند باید بتواند آزادانه در نهاد‌ها، کانون‌ها یا اتحادیه‌های صنفی عضو شود. عفو بین‌الملل می‌گوید کمیته حقوق بشر سازمان ملل نیز در گزارش ماه نوامبر سال ۲۰۱۱ تعهدات ایران را در این زمینه یادآوری کرده و خواستار رعایت حقوق افراد در پیوستن به تشکل‌های صنفی شده است.
در گزارش عفو بین‌الملل جمهوری اسلامی متهم شده که مانع برگزاری آزاد مراسم روز جهانی کارگر شده و در مواردی، از جمله در سنندج، نیروی انتظامی به تجمع کارگران حمله کرده است.
بازداشت بدون احضاریه
عفو بین‌الملل در بخش پایانی گزارش تازهٔ خود از شماری از افرادی که به خاطر فعالیت‌های کارگری و دفاع از حقوق کارگران در زندان به سر می‌برند نام برده و از جمهوری اسلامی خواهان آزادی فوری آن‌ها شده است.
علی نجاتی، عضو هیأت مدیره سندیکای نیشکر هفت تپه، رضا شهابی، عضو سندیکای شرکت واحد، رسول بوداغی، عضو کانون صنفی معلمان، شاهرخ زمانی و محمد جراحی، اعضای کمیتهٔ پیگیری ایجاد تشکل‌های کارگری، بهنام ابراهیم‌زاده، عضو جمعیت دفاع از حقوق کودکان کار، فریبرز رییس‌دانا، عضو کانون نویسندگان و کانون مدافعان حقوق کارگر، و علی اخوان، عضو دیگر این کانون، از افرادی هستند که در گزارش عفو بین‌الملل از آن‌ها نام برده شده است.
برخی از این افراد پیش‌تر به زندان محکوم شده‌اند و با سپردن وثیقه آزاد شده بودند. شاهرخ زمانی که به ۱۱ سال و محمد جراحی که به ۵ سال محکوم شده‌اند آخر دیماه سال گذشته بدون احضاریه و اطلاع قبلی برای اجرای حکم، بازداشت و روانهٔ زندان اوین شدند.
بستن دو کارخانهٔ دیگر بهاییان
همزمان با انتشار این گزارش جامعه جهانی بهاییان از بسته شدن دو کارخانه در سمنان خبر داده که بخشی یا تمامی آنان به شهروندان بهایی تعلق دارد. بنابر این گزارش که روز پنج‌شنبه (۱۴ ژوئن/ ۲۵ خرداد) منتشر شد حدود دو هفته پیش ماموران امنیتی اقدام به بستن یک کارخانهٔ تولید کرکره و یک کارگاه تراش لنز کرده‌اند.
به نوشتهٔ پایگاه اطلاع‌رسانی جامعهٔ جهانی بهاییان در کارخانه کرکره سازی ۵۱ کارگر که ۳۶ نفرشان اصلا بهایی نیستند مشغول به کار بوده‌اند. در کارگاه دیگر نیز از ۸ کارگر تنها دو نفر از اعضای جامعهٔ بهایی ایران بوده‌اند.
دیان علایی، سخنگوی جامعهٔ جهانی بهاییان در سازمان ملل، می‌گوید این اقدام حکومت ایران نشان می‌دهد که آن‌ها برای به زانو درآوردن بهاییان حتا از ضربهٔ اقتصادی خوردن دیگر کارگرانی که بعضا مسلمان شیعه هستند ابایی ندارند.
اعتراض سازمان جهانی کار به آزار بهاییان
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جامعه جهانی بهاییان مسئولان استان سمنان در سال ۲۰۰۸ میلادی تصمیم گرفتند که دیگر به بهاییان اجازهٔ کسب و کار داده نشود و مجوزهای قبلا صادر شده برای آن‌ها نیز تمدید نشود. بر این اساس در کمتر از چهار سال گذشته دست‌کم ۱۵ مؤسسه، کارخانه و کارگاه متعلق به بهاییان توسط نیروهای امنیتی و انتظامی بسته شده‌اند.
محدودیت‌هایی که حکومت جمهوری اسلامی بر کارفرمایان و کارگران بهایی تحمیل می‌کند بار‌ها، از جمله در نشست سال ۲۰۱۲، با اعتراض شدید سازمان جهانی کار روبرو شده است. این سازمان از جمهوری اسلامی می‌خواهد به آزار و تعقیب اقلیت‌های مذهبی، به ویژه بهاییان، خاتمه دهد و معیشت آن‌ها را به خطر نیندازد.
اقلیتی بدون حقوق اقلیت‌ها
خبرگزاری هرانا (مجموعه فعالان حقوق بشری در ایران) روز پنج‌شنبه، ۲۵ خرداد، گزارش داد یک شهروند بهایی در سمنان به اتهام تبلیغ علیه نظام و عضویت در تشکیلات مذهبی بهایی در دادگاه انقلاب این شهر محاکمه شد. او بیست و سومین شهروند سمنانی است که طی سه سال گذشته به دلیل اعتقادات مذهبی محاکمه شده است.
دستگیری و محاکمه بهاییان در شرایطی گسترش یافته که مطابق اصل ۲۳ قانون اساسی «تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمی‌توان به صرف داشتن عقیده‌ای مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد». به رغم این، در اصل ۱۳ قانون اساسی به صراحت از شناسایی بهاییان به عنوان اقلیت مذهبی خودداری شده است: «ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی تنها اقلیتهای دینی شناخته می‌‏شوند که در حدود قانون در انجام مراسم دینی خود آزادند و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی بر طبق آیین خود عمل می‌کنند.»
به نقل از دانشجو نیوز

۲۲.۳.۹۱

گزارش وزارت خارجه آمریکا از وخامت وضعیت حقوق بشر در کشور



 وزارت خارجه آمریکا روز پنجشنبه گزارش سالانه حقوق بشر در کشورهای جهان را منتشر کرد که در بخش ایران، به اعدام‌ها، سرکوب، آزار اقلیت‌ها، دستگیری و زندان فعالان سیاسی اشاره شده و از وخامت وضعیت حقوق بشر در ایران انتقاد
در این گزارش که متن کامل آن روی وبسایت وزارت خارجه آمریکا منتشر شده آمده است: «ایران به طور مستمر ﺑﺴﯿﺎری از ﮔﺮوه ھﺎی اﻗﻠﯿﺖ، ﺷﺎﻣﻞ اﻗﻠﯿﺖ ھﺎی ﻗﻮﻣﯽ و ﻣﺬھﺒﯽ و همجنسگرایان را ﺳﺮﮐﻮب ﮐﺮده است.»
به گزارش رادیو فردا، وزارت خارجه آمریکا می‌گوید: «در ۴ ﺳﭙﺘﺎﻣﺒﺮ سال گذشته، ﻣﻘﺎﻣﺎت دوﻟﺖ در زﻧﺪان ﮐﺎرون واﻗﻊ در اﺳﺘﺎن اھﻮاز، ﺳﻪ ﻧﻔﺮ را ﮐﻪ ﺑﻪ ارﺗﮑﺎب ھمجنس گرایی ﻣﺤﮑﻮم ﺷﺪه ﺑﻮدﻧﺪ، از راه ﺣﻠﻖ آوﯾﺰ اﻋﺪام ﮐﺮدﻧﺪ. اﯾﻦ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﻣﻮردی ﺑﻮد ﮐﻪ همجنس گرایی، ﺑﺪون اﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﺎ دﯾﮕﺮ اتهامات ھﻤﺮاه ﺑﺎﺷﺪ، با محکومیت به اعدام همراه شد.»
این گزارش می‌گوید در ایران و در فاصله زمانی ﺑﯿﻦ ٢١ ﻣﺎرس ﺗﺎ ٢١ ﺳﭙﺘﺎﻣﺒﺮ، ﺑﯿﺶ از ٣٢٠ ﺗﻦ از ﻓﻌﺎﻻن ﻓﺮھﻨﮕﯽ، ﺳﯿﺎﺳﯽ وﺣﻘﻮق زﻧﺎن در استان‌های آذری زبان، ﺑﺎزداﺷﺖ ﺷﺪﻧﺪ.
در متن این گزارش با استناد به یافته‌های مﮐﺰ اﺳﻨﺎد ﺣﻘﻮق ﺑﺸﺮ اﯾﺮان، گفته که «در ﺳﺎل ٢٠١١ دوﻟﺖ ۶۵٩ ﻧﻔﺮ را در ایران اعدام کرده ﮐﻪ در اﯾﻦ میان، اعدام‌های دسته جمعی و مخفیانه هم بوده است.» این گزارش می‌گوید اعدام افراد زیر سن قانونی ادامه دارد و در میان اتهام‌های اعدام شدگان، اتهام‌هایی چون «اھﺎﻧﺖ ﺑﻪ دوﻟﺖ و رھﺒﺮی» دیده شده است.
این گزارش به تشدید آزار بهاییان در ایران پرداخته و می‌گوید ضمن دستگیری و آزار بهاییان، قطع مستمری از حق بازشستگی، تخریب گورستان‌ها و از بین بردن دارایی آن‌ها هنوز ادامه دارد.
گزارش وضعیت حقوق بشر وزارت خارجه آمریکا به حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران پرداخته و گفته است: «ﭘﺲ از ﺑﺮﮔﺰاری اﻧﺘﺨﺎﺑﺎت رﯾﺎﺳﺖ اخیر در ایران و در ﻣﯿﺎن اﻋﺘﺮاض‌های ﮔﺴﺘﺮده، دوﻟﺖ در ٢٠١١ اﻋﻼم ﮐﺮد ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻧﺘﺎﯾﺞ اﻧﺘﺨﺎﺑﺎت ﻣﺨﺎﻟﻒ ﮐﻨﻨﺪ، مستحق مرگ هستند.»
در متن این گزارش آمده است: «دولت ایران شهروندان این کشور را از حق پرسش در مورد انتخابات آزاد و منصفانه محروم کرده و علاوه برآن، بدون هیچ گونه تشریفات قانونی، جوانان و فعالان و روزنامه نگاران و هنرمندان را دستگیر و راهی زندان کرده است.»
همچنین در این گزارش گفته شده در جریان تظاهرات در پشتیبانی از مردم تونس و مصر، دو موتور سوار که از مشخصات نیروهای شبه نظامی بسیج است، صانع ژاله و محمد مختاری، دو دانشجوی دانشگاه را هدف گلوله قرار دادند.
مایکل پوزنر، معاون وزیر خارجه آمریکا در امور دموکراسی و حقوق بشر روز پنجشنبه در واشینگتن گفت که وضعیت وخیم حقوق بشر در ایران همچنان ادامه دارد از جمله: «برنتابیدن هرگونه نظر مخالف و به ویژه سرکوب معترضان و تظاهرکنندگان، محدودیت آزادی بیان و مبارزه با آزادی فناوری، محدودیت اینترنت، دادگاه‌های ناعادلانه، اجرای حکم شلاق و اعدام برای بسیاری از افراد.»
گزارش وزارت خارجه آمریکا، به حصر خانگی میرحسین موسوی، مهدی کروبی هم اشاره کرده و گفته است: «ﻧﺴﺮﯾﻦ ﺳﺘﻮده، وﮐﯿﻞ ﻣﺪاﻓﻊ ﺣﻘﻮق ﺑﺸﺮ و از ﻓﻌﺎﻻن ﺣﻘﻮق زن به اتهام اﻗﺪام ﻋﻠﯿﻪ اﻣﻨﯿﺖ ﻣﻠﯽ و ﺗبلیغ ﻋﻠﯿﻪ ﻧﻈﺎم و فقط به این دلیل که وﮐﺎﻟﺖ دوﺗﻦ از ﻣﻌﺘﺮﺿﺎن ھﻮادار دﻣﻮﮐﺮاﺳﯽ را در ﺟﺮﯾﺎن اعتراض‌های پس از انتخابات به عهده ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮد، ﻣﺤﮑﻮم به ١١ ﺳﺎل زﻧﺪان و ٢٠ ﺳﺎل ﻣﺤﺮوﻣﯿﺖ از سفر شد.
این گزارش می‌گوید: «در سال ٢٠١١، سال گذشته میلادی، ﺷﮑﻨﺠﻪ در زﻧﺪانهای اﯾﺮان ﯾﮏ اﻣﺮ راﯾﺞ ﺑﻮد و به روش‌هایی چون: ﺣﺒﺲ دراز ﻣﺪت در سلول انفرادی، ﮐﺘﮏ زدن، ﺗﺠﺎوز ﺑﻪ ﻋﻨﻒ و ﺗﺤﻘﯿﺮ ﺟﻨﺴﯽ را ﺷﺎﻣﻞ شده است. ﻣﺮﺗﮑﺒﺎن اﯾﻦ ﺷﮑﻨﺠﻪ ھﺎ زﻧﺪاﻧﯿﺎن را ﭘﯿﺶ از ﺷﻼق زدن ﺧﯿﺲ ﻣﯽ ﮐﺮدﻧﺪ و ﺑﻪ آﻟﺖ ﺗﻨﺎﺳﻠﯽ آن‌ها شوک ﺑﺮﻗﯽ دادﻧﺪ.»
در ادامه آمده است: «زﻧﺪاﻧﯿﺎن با قرار گرفتن در زﻧﺪان اﻧﻔﺮادی، ﺿﺮﺑﺎت ﻟﮕﺪ ﺑﺎ ﭼﮑﻤﻪ ھﺎی ﻧﻈﺎﻣﯽ، ﮐﺸﯿﺪن ﻧﺎﺧﻦ ﭘﺎ، آوﯾﺨﺘﻪ ﺷﺪن از دﺳﺖ ﯾﺎ ﭘﺎ در ﻣﺪت ﻃﻮﻻﻧﯽ، شکنج شدند. ضمن اینکه بسیاری از آن‌ها آن طور که گزارش شده، شاهد اعدام‌های ساختگی بودند.»

۲۱.۳.۹۱

اطلاعیه مطبوعاتی: تشویق رسمی به قتل یک هنرمند، گسترش تروریسم دولتی است



 دبیرخانه فعالان حقوق بشر در ایران، با انتشار یک اطلاعیه مطبوعاتی ترویج خشونت و نقض آزادی اندیشه و بیان با توجیح دفاع از مقدسات توسط حکومت ایران را به بهانه سروده شدن ترانه و اجرای آهنگی توسط شاهین نجفی محکوم کرد.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران مجموع رویکرد حکومت ایران در قبال این موضوع را نقض صریح و نگران کننده حقوق بشر و تهدید جدی آزادی اندیشه و بیان می‌داند که در صورت عدم تقبیح رسمی حکومت مذکور، تندرویهای صورت گرفته مفهومی جز گسترش تروریسم دولتی نخواهد داشت، موضوعی که لازم است جامعه بین الملل یکپارچه واکنش نشان داده و موضع مناسبی در مقابل آن اتخاذ کند.
این تشکل همچنین نظر گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد در مورد ایران را به اقدامات غیرقانونی صورت گرفته توسط حکومت ایران جلب کرده و درخواست می‌کند گزارشگر محترم، ضمن انجام تحقیقات جامع و گفتگو با قربانیان این واقعه در این رابطه گزارش خود را در نشست بعدی به مجمع عمومی جهت تنویر افکار عمومی و استفاده از ظرفیت‌های قانونی ارائه کند.
متن این اطلاعیه مطبوعاتی که در وب سایت رسمی مجموعه فعالان حقوق بشر منتشر شده است به قرار زیر است:
اطلاعیه مطبوعاتی
حکومت ایران در روزهای اخیر به بهانه سروده شدن ترانه و اجرای آهنگی توسط شاهین نجفی، هنرمند ایرانی ساکن آلمان اقدامات متعددی که منجر به ترویج خشونت و نقض آزادی اندیشه و بیان می‌شود با توجیح دفاع از مقدسات سامان می‌دهد.

این اقدامات نگران کننده که به خصوص نقش نیرو‌ها و رسانه‌های وابسته به سپاه پاسداران در آن برجسته است، با بهره گرفتن از امکانات تبلیغاتی و آراء تنی از مراجع تقلید و اخذ احکامی چون سب النبی و ارتداد برای این خواننده و ترانه سرا (هر دو حکم به معنی مهدورالدم بودن شخص است) در هفته‌های پایانی اردیبهشت ماه سال جاری آغاز و سپس به واکنش‌های رسمی کشیده شده است. در طی روزهای اخیر حداقل بصورت رسمی تعدادی از مسئولان حکومتی در ایران منجمله «حسین ابراهیمی نائب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس» و «محمد جعفر منتظری رئیس دیوان عدالت اداری وابسته به قوه قضائیه ایران» خواستار قتل این هنرمند توسط مسلمانان شده‌اند، خواسته‌ای که مترادف با نفرت انگیزی و ترویج خشونت است، همچنین در آخرین نشست خبری سخنگوی قوه قضاییه «غلامحسین محسنی اژه‌ای، دادستان کل کشور و سخنگوی این قوه» خبر از تشکیل پرونده‌ای در قوه قضاییه برای رسیدگی به اتهامات وی داد.

در کنار موارد فوق نیرو‌ها و رسانه‌های وابسته به سپاه پاسداران از کمپین‌ها و تریبون‌های تبلیغی نزدیک به خود که برای قتل این هنرمند مبالغی را بعنوان تشویق و جایزه به قاتل تعیین کرده و به نفرت انگیزی و تشویق به خشونت مبادرت می‌کنند آشکارا حمایت می‌کنند. در نگران کننده بودن این اقدامات کافی است یادآوری شود حکومت ایران در طی سه دهه گذشته بصورت رسمی و غیررسمی تاکنون در قبال قتل بسیاری از ناراضیان و مخالفان خود متهم شده است و همچنین فتوای قتل سلمان رشدی، نویسنده هندی تبار بریتانیایی که توسط آیت الله خمینی صادر شده بود در سال ۱۳۸۳ توسط رهبر فعلی حکومت ایران نیز غیر قابل ابطال خواند شد.

مجموع اقدامات فوق آسیب‌های مادی و معنوی و سلب امنیت از این هنرمند ایرانی و مجموعه همکاران ایشان را در پی داشته است، آقای نجفی ضمن اظهار بی‌اطلاعی از تشکیل پرونده در ایران برای خود، به مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران گفت «این اقدامات ادامه فعالیت هنری ایشان را با دشواریهایی روبه رو ساخته است و همینطور بعضی از افرادی که در ایران با وی همکاری داشته‌اند تحت تعقیب قرار گرفته‌اند». همچنین در هفته گذشته شهرداری تهران خبر از ممانعت از ادامه برگزاری کلاسهای شعر خانم فاطمه اختصاری به دلیل همکاری در آلبوم‌های قبلی آقای نجفی داده و دانشگاه تهران نیز خبر از توقیف نشریه دانشجویی «صبح فردا» به دلیل حمایت از این هنرمند داده است.

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران طبق رسالت خود لازم می‌داند تا به مسئولان مربوطه در حکومت ایران یادآوری کند طبق معاهدات حقوق بشری به خصوص بندهای ۱ و ۲ ماده ۱۹ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و همچنین ماده ۱۰ و ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر هر فردی حق آزادی عقیده و بیان دارد و هیچکس را نمی‌توان بمناسبت عقایدش مورد مزاحمت اخافه قرار داد همچنین طبق ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر و نیز بند ۱ از ماده ۶ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، داشتن زندگی، آزادی و امنیت شخصی از حقوق بنیادین بشر محسوب می‌شود و این حق باید بموجب قانون حمایت بشود. هیچ فردی را نمی‌توان خودسرانه از زندگی محروم کرد.

همچنین تهدید و تشویق به قتل آقای نجفی از سوی هر فردی علاوه بر ترویج خشونت، نقض صریح بندهای ۱ از ماده ۹ و بندهای ۱ و ۲ از ماده ۱۹ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و نیز ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر که متضمن آزادی و امنیت افراد است را در پی می‌آورد.

لازم است اشاره شود طبق مقاوله نامه‌های جاری هر کس حق آزادی بیان دارد. این حق شامل آزادی تفحص و تحصیل و اشاعه اطلاعات و افکار از هر قبیل بدون توجه به سر حدات، خواه شفاهاً یا بصورت نوشته یا چاپ یا بصورت هنری یا به هر وسیله دیگر به انتخاب خود است. بنابراین مختل کردن فعالیت‌های هنری و ادبی آقای نجفی و مجموع افراد نزدیک به ایشان نیز نقض صریح بندهای ۱ و ۱۹ از ماده ۱۹ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، ماده ۱۹، بند ۱ از ماده ۲۰، بند ۱ ماده ۲۷ و ماده ۲۲ اعلامیه جهانی حقوق بشر و نیز بخش الف ماده ۱۵ میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است.

در این رابطه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران معتقد است نیروهای تندرو بخصوص نزدیک به سپاه پاسداران به تنش‌ها دامن می‌زنند و از اثر این هنرمند و واکنش به آن در راستای اهداف خود بهره برداری سیاسی می‌کنند، مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران به مسئولان مربوطه توصیه می‌کند علیرغم اشتهار به یکی از بزرگ‌ترین دشمنان آزادی بیان در دنیا و نیز یکی از بزرگ‌ترین زندانهای روزنامه نگاران در دنیا، از این فرصت استفاده کرده و برای نشان دادن تغییر در رویه و پایبندی خود به معاهدات حقوق بشری، قوانین بین المللی و حتی قوانین داخلی ضمن تقبیح اعمال نیروهای تندرو در حکومت با تحت تعقیب قراردادن آنان به اتهامات آن‌ها مبنی بر تشویق به قتل، ترویج خشونت و نفرت پراکنی که با استفاده از تریبون‌های رسمی صورت گرفته است رسیدگی کند.

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران مجموع رویکرد حکومت ایران در قبال این موضوع را نقض صریح و نگران کننده حقوق بشر و تهدید جدی آزادی اندیشه و بیان می‌داند که در صورت عدم تقبیح رسمی حکومت مذکور، تندرویهای صورت گرفته مفهومی جز گسترش تروریسم دولتی نخواهد داشت، موضوعی که لازم است جامعه بین الملل یکپارچه واکنش نشان داده و موضع مناسبی در مقابل آن اتخاذ کند.

این تشکل همچنین نظر گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد در مورد ایران را به اقدامات غیرقانونی صورت گرفته توسط حکومت ایران جلب کرده و درخواست می‌کند گزارشگر محترم، ضمن انجام تحقیقات جامع و گفتگو با قربانیان این واقعه در این رابطه گزارش خود را در نشست بعدی به مجمع عمومی جهت تنویر افکار عمومی و استفاده از ظرفیت‌های قانونی ارائه کند.

دبیرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
۶ خردادماه ۱۳۹۱ برابر با ۲۶ می ۲۰۱۲