جستجوی این وبلاگ

۲۰.۶.۹۱

دیدبان حقوق بشر: قانونی کردن سرکوب، ارزیابی قانون جدید مجازات در ایران



 سازمان دیدبان حقوق بشر از قانون جدید مجازات اسلامی ایران انتقاد کرده و آن را مغایر موازین جهانی حقوق بشر دانسته است.
سازمان دیده‌بان حقوق بشر با صدور بیانیه‌ای تحت عنوان "قانونی کردن سرکوب: ارزیابی قانون جدید مجازات در ایران" خواستار لغو قانون جدید مجازات اسلامی در ایران شده که به تصویب مجلس شورای اسلامی و تایید شورای نگهبان رسیده و ظاهرا در مرحله امضا و ابلاغ رئیس جمهوری است.
دیده‌بان حقوق بشر با اشاره به بررسی انجام شده بر روی این مصوبه، گفته است که قانون جدید بسیاری از مشکلات قانون کنونی را مرتفع نکرده و افزوده است که «برخی از اصلاحات انجام گرفته در متن جدید، حقوق مته‌مان و محکومان را حتی بیش از گذشته زیر پا می‌گذارد و به قضات اجازه می‌دهد تا به صدور احکامی مبادرت ورزند که حقوق مته‌مان و محکومان را نقض می‌کند در حالیکه قانونگذاران و مقامات قضایی ایران این اصلاحات را تلاشی جدی برای انطباق با تعهدات بین المللی ایران نسبت به رعایت حقوق بشر توصیف کرده‌اند.»
جو استورک، معاون مدیر بخش خاورمیانه دیده‌بان حقوق بشر، گفته که اصلاحات صورت گرفته گامی در راه اصلاح مواردی از قانون مجازات اسلامی قبلی محسوب نمی‌شود که به دولت اجازه حبس، شکنجه و اعدام کسانی را می‌دهد که از حکومت انتقاد می‌کنند و افزوده است که «اگر ایران واقعا می‌خواهد به تعهدات حقوق بشری خود عمل کرده باشد باید کاملا و بدون قید و شرط اقداماتی اسفناک مانند اعدام کودکان، قطع اعضای بدن و سنگسار را ممنوع کند.»
قانون جدید مجازات اسلامی اواخر سال شمسی پیش به تصویب مجلس رسید و پس از تایید شورای نگهبان، جهت امضا و ابلاغ برای رئیس جمهوری ارسال شد اما هفته گذشته، سایت الف به نقل از معاون وزارت دادگستری گزارش کرد که شورای نگهبان ظاهرا برای انجام تغییراتی دیگر در این قانون، متن آن را از رئیس جمهوری پس گرفته است.
دیده‌بان حقوق بشر با هشدار در این مورد که ممکن است قانون جدید به زودی تصویب و اجرایی شود، یادآور شده است که قانون مجازات اسلامی کنونی که از سال ۱۹۹۱ (۱۳۷۰) «به طور آزمایشی» در ایران به اجرا گذاشته شده «منعکس کننده استنباط روحانیون حاکم بر ایران از قوانین فقه شیعه جعفری است و شامل صدور مجازات‌های اختیاری موسوم به تعزیرات است که در قوانین شریعت وجود ندارد اما مبنای قوانین امنیتی است که براساس آن‌ها، مخالفان سیاسی در دادگاه‌های انقلاب محاکمه و محکوم می‌شوند.»
در بیانیه این سازمان مدافع حقوق بشر آمده است که قانون جدید تغییراتی را در سه گروه مجازات مندرج در قانون شریعت اعمال می‌دارد که عبارتست از «حدود» یا جرایمی مانند زنا و شرب خمر که قوانین شرعی مجازات‌های مشخصی را برای آن‌ها تعیین کرده، دوم قصاص یا تلافی که عمدتا در مواردی مانند ارتکاب قتل عمد به کار می‌رود و بالاخره، دیات که به معنی پرداخت پول خون به قربانیان جرایم دیگر است.
قانون مجازات اسلامی به تصویب مجلس و تایید شورای نگهبان رسیده اما ظاهرا هنوز امضا و ابلاغ نشده است.
در قانون جدید، صدور حکم اعدام برای مجرمان خردسال و برای جرایمی که براساس قوانین بین المللی جرایم جدی تلقی نمی‌شوند حفظ شده و علاوه بر این، قانون جدید در مورد بسیاری از جرایمی که برای آن‌ها مجازات اعدام منظور شده صراحت ندارد.
یکی دیگر از نواقص موجود در قانون جدید، ابهامات مربوط به «جرایم امنیت ملی» است که در برخی موارد، استفاده افراد از حقوق اساسی آنان را اقداماتی مجرمانه دانسته است.
قانون جدید اجازه صدور احکامی مانند سنگسار، شلاق و قطع اعضای بدن را می‌دهد که مجازات‌های تحقیرآمیز، وحشیانه و شکنجه محسوب شده و از نظر موازین حقوق بین المللی مردود است و همچنین، شامل نگرشی تبعیض آمیز نسبت به زنان و اقلیت‌های دینی است.
اعدام کودکان، سنگسار، ارتداد و جرایم امنیتی
دیده‌بان حقوق بشر تاکید می‌ورزد که برخلاف اظهارات برخی مقامات دولتی ایران، قانون جدید اعدام محکومان زیر هجده سال تمامی جرایم را منع نمی‌کند و تنها برای کودکانی که مرتکب جرایم تعزیری، مانند جرایم مرتبط با با مواد مخدر می‌شوند، به جای اعدام، مجازات‌های تربیتی و بازپروری پیش بینی کرده است.
در عین حال، این قانون همچنان سن بلوغ قانونی را برای پسران پانزده سال و برای دختران نه سال تعیین کرده و در نتیجه، اگر قاضی به این نتیجه برسد که یک دختر نه ساله یا پسر پانزده ساله قدرت تشخیص ماهیت و عواقب عمل مجرمانه خود را داشته است، می‌تواند او را در ارتباط با اتهاماتی مانند «محاریه با خدا» یا لواط یا قتل به اعدام محکوم کند.
بیانیه دیده‌بان حقوق بشر یادآور می‌شود که جمهوری اسلامی در صدر فهرست کشورهایی قرار دارد که افراد زیر هجده سال را اعدام می‌کنند و در حالیکه دولت با تعویق اجرای حکم تا زمانی که محکوم خردسال به سن هجده سالگی برسد، وانمود می‌کند که افراد زیر هجده سال در این کشور اعدام نمی‌شوند. در سال ۲۰۱۱ شمار افراد خردسالی که در ایران به اعدام محکوم شده و در انتظار اجرای حکم بودند دست کم به یکصد و چهل و سه نفر می‌رسید.
دیده‌بان حقوق بشر، با اشاره ضمنی به اینکه براساس موازین حقوق بین الملل، کشورهایی که هنوز مجازات اعدام را لغو نکرده‌اند هم باید صرفا برای «جرایم جدی» (عمدتا شامل قتل عمد) به صدور و اجرای حکم اعدام مبادرت ورزند، گفته است که ایران باید صدور حکم اعدام برای برخی از جرایمی که با این تعریف منطبق نیست لغو کند از جمله شامل برقراری روابط جنسی «نامشروع» به شرط رضایت طرفین است. در عین حال، قانون جدید برای اتهامات دیگری شامل «توهین به پیامبر اسلام» و داشتن و فروش مواد مخدر هم مشخصا مجازات اعدام پیش بینی کرده است.
در این قانون، به قضات اجازه داده شده است تا با اتکای به احکام شریعت و فتاوی مراجع، افراد را به جرم ارتداد به اعدام و به جرم زنا به سنگسار محکوم کنند و به این ترتیب، در حالیکه در متن قانون مصوب، جرمی به نام ارتداد و حکمی به نام سنگسار وجود ندارد، اما قضات اجازه دارند خارج از متن قانون مدون، به صدور و اجرای چنین احکامی مبادرت ورزند.
براساس این بیانیه، محتوای قانون جدید مجازات اسلامی به خصوص در مورد «جرایم امنیتی» بسیار مبهم است در حالیکه دادگاه‌های جمهوری اسلامی به طور مستمر افراد را به جرم استفاده از حقوق اساسی خود مانند حق آزادی بیان، آزادی اجتماع و شرکت در تظاهرات مسالمت آمیز محکوم و مجازات می‌کنند.
در ماده ۲۸۷ قانون جدید که به تعریف جرم «افساد فی الارض» اختصاص دارد، قانونگذاران دامنه این تعریف را که در گذشته معمولا برای مخالفان سیاسی «متهم» به عملیات مسلحانه یا ارتباط با «گروه‌های تروریستی» به کار می‌رفت، گسترش داده و در نتیجه، فعالیت‌های سیاسی مسالمت آمیزی مانند «انتشار اکاذیب» یعنی تبلیغات سیاسی، «اداره و مدیریت مراکز فساد و فحشا» یا «آسیب به اقتصاد نظام» نیز در صورتی که «مخل به نظم عمومی و امنیت ملی باشد» مشمول مجازات اعدام شده است.
دیده‌بان حقوق بشر یادآور می‌شود که از ژانویه سال ۲۰۱۰ تا کنون، جمهوری اسلامی دست کم سی نفر را به اتهام محاربه با خدا و افساد فی الارض اعدام کرده است.
این سازمان مدافع حقوق بشر ضمن مخالفت با مجازات اعدام به دلیل اینکه خشونت آمیز بوده و در معرض قضاوت فردی، تعصب و خطای انسانی قرار دارد، تاکید می‌ورزد که در قوانین ایران، این مجازات برای جرایمی پیش بینی شده است که در قوانین بین المللی مستوجب اعدام نیست و از مقامات جمهوری اسلامی می‌خواهد تا این مجازات را کلا لغو کنند.
معاون مدیر خاورمیانه دیده‌بان حقوق بشر در مورد قانون جدید مجازات اسلامی گفته است: «اصلاحات انجام شده در این قانون به بهبود سابقه و وجهه اسفناک ایران در زمینه اجرای عدالت کمکی نمی‌کند و اصلاحات واقعی در قوانین کیفری این کشور مستلزم تعلیق و بازنگری کامل قوانین کیفری موجود است که در دست مقامات این کشور، از جمله در قوه قضاییه، به ابزاری برای سرکوب مستمر مردم تبدیل شده است.»
منبع: تارنمای بی‌بی‌سی

۱۸.۶.۹۱

بریتانیا: نقض حقوق شهروندان موجب بی‌آبرویی رهبران ایران است



ویلیام هیگ، وزیر امور خارجه بریتانیا امروز نقض گسترده حقوق بشر در حق شهروندان ایران را نمونه رفتار مشمئزکننده و شرم‌آور خواند و گفت چنین رفتاری موجب بی‌آبرویی رهبران ایران است.
وزیر امور خارجه بریتانیا
گزارش‌های اخیر نشان می‌دهد که حکومت ایران به نقض حقوق و آزادی‌های بنیادین شهروندان این کشور ادامه می‌دهد. از این جمله می‌توان به شمار اعدام‌های فراوان در ایران اشاره کرده که هرگز فروکش نکرده است. همچنین مجموعه‌ای از اقدامات هولناک در ماه‌های اخیر برملا شده است که به طور خاص اقلیت قومی عرب‌های ایران را هدف قرار داده.
از این جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
• حلق‌آویز کردن چهار عضو جامعه عرب‌های اهوازی ایران به طور مخفیانه در ماه ژوئن به اتهام محاربه. سرنوشت دو تن دیگر همچنان نامعلوم است. این شش نفر، عبدالرحمن حیدری، طا‌ها حیدری، جمشید حیدری، منصور حیدری، علی شریفی، و امیر معاوی بیش از یک سال تحت بازداشت بوده‌اند و بر اساس گزارش‌ها از حق دسترسی به وکیل و مترجم محروم بوده‌اند.
• چند هفته بعد از این واقعه در ماه ژوئیه، پنج عضو دیگر از جامعه اقلیت عرب‌های اهوازی به مرگ محکوم شدند و فرد ششمی به تحمل بیست سال حبس محکوم شد. محمد علی عموری، سید جابر آلبوشوکه، سید مختار آلبوشوکه، هاشم شعبانی عموری، هادی رشیدی، رحمان عساکره، آنچنان که گزارش شده از حق قضاوت منصفانه محروم بوده‌اند و از اطلاعات و گزارش‌های موجود درباره محکومیت آن‌ها چنین برمی‌آید که در زندان مورد شکنجه قرار گرفته‌اند. دو تن از آن‌ها به زور مجبور شدند در تلویزیون دولتی ایران و شبکه بین‌المللی ایران «پرس‌تی‌وی» به بیان اعترافاتی علیه خود بپردازند.
• به دار آویختن صفیه غفوری در روز ۱۲ ژوئیه به اتهام قتل. او تحت فشار ودار به اعتراف شد و محکومیتش در دادگاه [قضاوتی] غیرمطمئن به نظر می‌رسد. گزارش شده که او در زندان توسط چندین نفر مورد تجاوز قرار گرفته و حتی زمانی که برای اعدام او را برده‌اند به او گفته شده که به اتاق ملاقات زندانیان می‌رود.
• تداوم آزار و ایذاء سایر اقلیت‌های مذهبی، از جمله کشیش مسیحی، یوسف ندرخانی که به اتهام ارتداد به اعدام محکوم شده است. فرح حسامی، شهروند بهایی که برخلاف قوانین ایران بدون اطلاع قبلی از تصمیم دادگاه تجدید نظر بازداشت و روانه زندان شد نمونه‌ای جدید‌تر از [آزار اقلیت‌های مذهبی] در ایران به شمار می‌رود.
• امتناع از ارایه خدمات پزشکی به زندانیانی که شدیداً بیمار هستند (بسیاری از این افراد به اتهام جرایمی که در اصل جرم نیستند محکومیت‌هایی دراز مدت را در زندان می‌گذرانند). از این جمله می‌توان به کشیش بهنام ایرانی، و محمدصدیق کبودوند اشاره کرد.
دولت بریتانیا از تعدد پرونده‌هایی که به این شکل در جریان هستند نگران است؛ پرونده‌هایی مانند ماجرای سکینه محمدی آشتیانی که در ابتدا به اعدام از طریق سنگسار محکوم شده بود. سرنوشت وی همچنان نامعلوم است و وکیل او، جاوید هوتن کیان بنا به گزارش‌ها در زندان مورد شکنجه قرار گرفته است.
بریتانیا به اعمال فشار بر ایران ادامه خواهد داد تا زمانی این کشور به وضعیت کارنامه حقوق بشر خود رسیدگی کند و از فعالیت‌های گزارشگر ویژه سازمان ملل در زمینه حقوق بشر ایران، دکتر احمد شهید، به طور کامل حمایت کند. گزارش سالانه حقوق بشر و دموکراسی وزارت امور خارجه بریتانیا که اخیراً منتشر شد نگرانی‌های موجود دولت بریتانیا را از کارنامه [حقوق بشر] ایران به تصویر کشید. بریتانیا با همکاری اتحادیه اروپا و سایر شرکا در عرصه بین‌المللی به طرح مسایلی خواهد پرداخت که به طور خاص موجب نگرانی از عملکرد مقامات ایرانی می‌شوند، و از طریق همکاری نزدیک با نهادهای مردمی و مدافعان حقوق بشر به گرد آوری اطلاعات بیشتر درباره پرونده‌هایی از این دست مبادرت خواهد کرد.
ویلیام هیگ، وزیر امور خارجه بریتانیا امروز درباره این پرونده‌ها گفت:
"از نقض حقوق بشر توسط حکومت ایران طی ماه‌های اخیر عمیقاً متاثر شدم. شکنجه و صدور حکم اعدام برای محمدعلی عموری، سید جابر آلبوشوکه، سید مختار آلبوشوکه، هاشم شعبانی عموری، و هادی رشیدی از اقلیت‌های عرب اهوازی کمتر از یک ماه پس از آن روی می‌دهد که در ماه ژوئن چهار عضو دیگر از این اقلیت قومی به طور مخفیانه اعدام شدند. این نشانگر روندی نگران کننده است. سورفتار حیرت‌انگیز در زندان با صفیه غفوری و اعدام ناگهانی او همچنان مثال دیگری است از عدم احترام ایران به اساسی‌ترین حقوق انسان.
متاسفانه، این‌ها اتفاقاتی پراکنده و محدود نیستند و در حال حاضر شمار زیادی از دیگر ایرانیان نیز از دست حکومت ایران در رنج هستند. ایذاء و آزار مداوم و گسترده اقلیت‌های قومی، مدافعان حقوق بشر، و زندانیان سیاسی در ایران موجب بی‌آبرویی شده و به عنوان نمادی از [رفتار] مشمئز کننده و شرم‌آور رهبران ایران شناخته می‌شود. حکومت ایران باید بداند که اقدامات سازمانه یافته آن در تلاش برای محدود کردن آزادی‌های شهروندانش در جامعه بین‌المللی بی‌هیچ چالشی پذیرفته نخواهد شد و تنها موجب انزوای بیشتر ایران خواهد شد. من از ایران می‌خواهم که فوراً این احکام اعدام را تخفیف داده و به شکنجه شهروندان و ایذاء و آزار سازماندهی شده اقلیت‌های قومی در این کشور خاتمه دهد."

۱۷.۶.۹۱

برگزاری دادگاه کسری نوری در شعبه اطلسی شیراز




برگزاری دادگاه کسری نوری در شعبه شهید اطلسی شیرازصبح امروز جلسه رسیدگی به اتهامات کسری نوری از دراویش بازداشت شده در شعبه ۱۰۶ دادگاه جرایم عمومی شیراز «اطلسی» برگزار شد.
به گزارش خبرنگار مجذوبان نور؛ صبح امروز چهارشنبه هشتم شهریورماه جلسه رسیدگی به اتهامات کسری نوری از دراویش گنابادی شیراز به ریاست قاضی آشوری در شعبه ۱۰۶ دادگاه جرائم عمومی شیراز «اطلسی» برگزار شد که وکلای این درویش گنابادی آقایان داوود منتظری و فریبرز یداللهی نیز در این جلسه حضور پیدا کردند.
اتهامات این درویش گنابادی نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی بوسیله عضویت در سایت مجذوبان نور اعلام شد که پس از اعلام اتهامات توسط قاضی آشوری، کسری نوری با بیان اینکه از شهریور سال گذشته با اعمال فشار نیروهای امنیتی و اطلاعاتی و با تشویش اذهان عمومی مردم شهرستان کوار توسط آخوند شهبازی وقایع خونبار شهرستان کوار که منجر به بازداشت و زخمی شدن دراویش و کشته شدن یک تن از آنان شد توسط معاندین عرفان و تصوف آغاز شده و پرسنل سایت مجذوبان نور تنها به انتشار ظلم‌هایی که بر دراویش در آن واقعه رفته بود پرداخته اند، وی افزود: " اتهام تشویش اذهان و نشر اکاذیب در واقع متوجه مسبین این قائله است ولی اکنون افرادی که پشت این قائله بودند و موجب آزار و اذیت دراویش شدند کجا هستند ؟ کسری نوری در ادامه گفت: با نفوذی که مراکز امنیتی بر سیستم قضایی کشور دارند و به دلیل اینکه شما توانایی رسیدگی به قانون شکنی افرادی که در تمام طول بازداشت و بازجویی با رعایت نکردن حق قانونی من، به عنوان یک شهروند ایرانی، قانون اساسی را زیر پا گذاشتند و حقوق حقه‌ی من رو نقض کردند را ندارید من دادگاه را دارای صلاحیت برای رسیدگی به پرونده نمی‌دانم و هیچ کدام از این اتهامات را قبول ندارم.
لازم به ذکر است که خانواده‌ی کسری نوری و تعدادی دیگر از دراویش گنابادی برای حمایت از برادر دینی خود در شعبه ۱۰۶ دادگاه جزائی  اطلسی واقع در میدان اطلسی شیراز حضور یافته بودند. با حضور یافتن کسری نوری در ساختمان شعبه ۱۰۶ مامورین امنیتی مانع از دیدار و نزدیک شدن خانواده این درویش می شوند و حتی با برخورد شدیدی برادر این درویش گنابادی را تهدید به بازداشت می‌کنند.
همچنین اجازه حضور در جلسه دادگاه نیز به خانواده‌ی این درویش گنابادی داده نمی شود.
کسری نوری تا کنون ۲ مرتبه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است. این درویش گنابادی یکبار در تاریخ ۲۱ دی‌ماه سال گذشته به اتهام فعالیت شبانه روزی و اقدام علیه نظام و عضویت در گروهک انحرافی بازداشت و پس از ۴۶ روز حبس در اداره اطلاعات شیراز و زندان عادل آباد شیراز با وثیقه ۵۰ میلیونی آزاد شد و سپس مجددا در تاریخ ۲۴ اسفند ماه سال گذشته به اتهام فعالیت تبلیغاتی علیه نظام به نفع بیگانگان و ارتباط و مصاحبه با رسانه‌های بیگانه بازداشت شد.
این درحالیست که آقای کسری نوری که به دلیل وضیعت ناگوار بهداشتی زندان به بیماری تنفسی مبتلا شده، هفته گذشته پس از تقاضا‌های مکرر مبتنی بر معاینه پزشکی به این بیمارستان منتقل شد، به گفته خانواده این دراویش این انتقال در پی مراجعه و اعتراض آنها نسبت به وضیعت ناگوار این زندانی‌ها به مدیر کل زندان شیراز "آقای موسی احمدی" انجام شد.

۱۵.۶.۹۱


استعفای وزیر کشور لیبی پس از تخریب یک زیارتگاه صوفیان توسط 'اسلام‌گرایان تندرو'


استعفای وزیر کشور لیبی پس از تخریب یک زیارتگاه صوفیان توسط 'اسلام‌گرایان تندرو'فوزی عبدالعال، وزیر کشور لیبی، استعفا داد. 
در پی بالا گرفتن انتقادها از عملکرد مأموران امنیتی، وزیر کشور لیبی روز یکشنبه از مقام خود استعفا کرد.

بنابر گزارش‌ها، پس از افزایش انتقادها نسبت به عملکرد مأموران امنیتی در جلوگیری از تخریب زیارتگاه صوفیان، مجلس جدید لیبی جلسه‌ای اضطراری تشکیل داد و پس از آن، خبر استعفای وزیر کشور اعلان شد.

شماری از مهاجمانی که «اسلام‌گرایان سنتی» توصیف شده‌اند روزهای جمعه و شنبه دو زیارتگاه صوفیان را در شهرهای زلیتن و طرابلس با بولدوزر تخریب کردند.

استعفای وزیر کشور لیبی یک روز پس از آن انجام می‌گیرد که پلیس طرابلس به قصور در مقابله با اسلام‌گرایانی که گفته می‌شود به یک زیارتگاه صوفیان حمله کرده بودند متهم شد.
دیروز و در تازه‌ترین دور از حملاتی که به اسلام‌گرایان تندروی لیبی نسبت داده می‌شود بخش‌هایی از یک زیارتگاه صوفیان این کشور تخریب شد.
ساکنان طرابلس می‌گویند مردانی سوار بر بولدوزر به زیارتگاه الشعاب حمله کردند و پلیس نیز مانع از اقدامات آنان نشد.
یک روز پیش از آن نیز اسلام‌گرایان تندرو متهم شدند که مقبره یکی از صوفیان برجسته لیبی را خراب کرده‌اند.
سلفی‌های تندرو این گونه زیارتگاه‌ها را از مصادیق بت‌پرستی به حساب می‌آورند.
در تصاویر منتشرشده از زیارتگاه الشعاب پس از حمله، آوار بر روی زمین ریخته، نقش‌های کاشی‌کاری اسلیمی تخریب شده و همچنین آثار گلوله بر دیوارها دیده می‌شود.
یک شاهد عینی به بی‌بی‌سی گفته است که سلفی‌ها با بولدوزر به مسجد الشعاب حمله کردند، پلیس نیز در محل حاضر بود اما کاری برای جلوگیری از آنان نکرد.
این حمله پس از یک دور درگیری عشیره‌ای صورت گرفته که سه کشته بر جای گذاشت.
یک مقام محلی گفته است سلفی‌ها از تمرکز مسئولان امنیتی بر کنترل ناآرامی‌های عشیره‌ای سوءاستفاده کرده و برنامه خود برای حمله به صوفیان را عملی کرده‌اند.

۱۴.۶.۹۱

انتقاد‌ بان کی‌مون از وضعیت حقوق بشر در ایران



خبرگزاری هرانا - دبیر کل سازمان ملل متحد که برای شرکت در نشست سران غیر متعهد‌ها به تهران رفته است، در یک کنفرانس خبری گفت که سازمان ملل می‌تواند در کنار ایران برای بهبود وضعیت حقوق بشر در این کشور اقدام کند.
بنا به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس،‌ بان کی‌مون که در کنار علی لاریجانی، رییس مجلس شورای اسلامی سخن می‌گفت افزود: "ما نگرانی‌های جدی‌ای درباره نقض حقوق بشر در ایران داریم."
همچنین خبرگزاری رویترز می‌نویسد که دبیر کل سازمان ملل از رهبران ایران خواسته است تا "قدمهایی جدی برای اثبات صلح آمیز بودن" برنامه هسته‌ای تهران‌ بردارند.
بان کی مون روز چهارشنبه با رهبر جمهوری اسلامی و رییس جمهوری و همچنین دبیر شورای امنیت ملی ایران دیدار کرد.

۱۲.۶.۹۱

نامه ۱۲ زندانی بند ۳۵۰ اوین: دولت فریبکارانه فقر را پنهان می‌کند



 ۱۲ زندانی بند ۳۵۰ زندان اوین طی نامه‌ای خاطرنشان کرده‌اند: بد‌ترین و وهن آور‌ترین اقدام و تصمیم سیاسی دولت در مقابل مصائبی که باید پاسخگوی آن باشد، کار اخیر آن در پاکسازی خیابان‌ها به هنگام حضور روسا و نمایندگان در اجلاس غیر متعهد هاست. دولت تصمیم گرفته است کودکان خیابانی، زنان تن فروش، متکدیان و معتادان قابل تشخیص و خلاصه خیابان نشین‌ها را جمع آوری کند. این کار اگر برای بیمه کردن چهره میهمانان دربرابر تکدر ناشی از مشاهده این آسیب هاست هم بی‌ثمر است هم ریاکارانه زیرا شمار زیادی از آن‌ها در سرزمین خود با این مصیبت‌ها روبه رویند و تقریبا همه هم می‌دانند واقعیت در جامعه میزبان چیست.
در این نامه آمده: آسیب اجتماعی ملی ما چیزی نیستند جز تبلور ساختار اجتماعی و اقتصادی ناعادلانه، سوء سیاست‌های دولتی، هدر رفتن تاسف بار منابع و بی‌اعتنایی به جان و حیثت و سلامت انسان‌ها.
بنا به گزارش کلمه در بخشی دیگر از این نامه با تاکید بر اینکه ما از نکبت و فقر و محرومیت سخن می‌گوییم، آمده است: مسئولانی که به وظایف خود عمل نکرده‌اند پا به پای ستمگران و متجاوزان و بهره کشان عامل حذف اصلیترین موهبت‌های بشری یعنی آزادی و کرامت انسانی بوده‌اند افزایش شمار متکدیان، کودکان خیابانی، معتادان و تن فروشان تیرهای تازه‌ای به قلب ما که در سینه در آرزوی بهروزی همگانی می‌طپد خنجر می‌زند. ما زندانیان سیاسی آماده‌ایم از همین جا تشکلی گسترده و مردم پایه را با حضور فعال و نافذ آسیب دیدگان و آسیب پذیران اجتماعی در چارچوب ضوابط پذیرفته شده برای یاری‌های انسانی و ریشه‌ای بنا کنیم.
عبدالفتاح سلطانی، فریبرز ریس دانا، سیامک قادری، محمد داوری، محمد سیف‌زاده، رضا شهابی، رضا انصاری راد، فریدون صیدی راد، سعید متین‌پور، مصطف نیلی، مهدی خدایی، سعید جلالی فر این نامه را امضا کرده‌اند.
متن کامل این نامه به شرح زیر است:
محرومیت‌ها، مسائل و آسیب‌های اجتماعی، گرچه در همه جوامع امروز بشری وجود دارد و از مرزهای رنج و حقارت و خشونت فرا‌تر هم رفته است و گرچه این بیماری‌های اجتماعی علیه حیثیت بشری روز به روز افزایش می‌یابند اما گستردگی و عمق فاجعه آفرینی آن در جوامع مختلف متفاوت است.
هرچه لجام گسیختگی قدرت اقتصادی به زیان بهزیستی همگانی، بیشتر و همراه با آن هر چه فقر و عقب ماندگی احتماعی فزون‌تر می‌شود، در پی آن‌ها آلام اجتماعی هم زیاد‌تر می‌شوند. به هر حال تجربه سالیان دراز بشری و آزمون اجتماعی ما در کشورمان، ایران، به ما آموخته است که حاصل جمع کارکرد و ساختار دولت‌ها و نظام اجتماعی- اقتصادی می‌توانند مصیبت آسیب‌های اجتماعی را به آن سوی آستانه‌ای که حیات و امنیت اجتماعی را به طور جدی تهدید می‌کنند برسانند. دولت‌های عصر ما بی‌تردید باید در برابر مردم و نیازهای بشری ایشان پاسخگو باشد. ممکن است میزان عملی پاسخگویی بستگی به توان واقعی مالی و فرهنگی و مدیریتی جامعه داشته باشد و توقع از دولت‌ها را محدود کند، اما هرگز این خواست انسانی را که دولت‌ها باید پاسخگو باشند را نقض نمی‌کند.
ضرورت پاسخگویی دولت‌ها به نیازهای ایمنی و رفاه و سلامت اجتماعی آنگاه بسیار جدی‌تر می‌شود که دریابیم سیاست‌ها و سمت گیری‌های دولت، خودشان پدید آورنده مسائل، محرومیت‌ها و آسیب‌های اجتماعی بوده‌اند. دولت‌هایی که منابع مالی کافی، نیروی نظامی و انتظامی بسیار قوی دارند و ادعای ثبات و قدرت می‌کنند در سایه نظارت و تسلط آن‌ها بخش کوچکی از جامعه شامل قدرت مداران اقتصادی و وابستگان حکومت، به ثروت‌های باد آورده دست یافته‌اند و مدام ثروت‌های مردمی و ملی را تصاحب و به خارج روانه می‌کنند، به هیچ عنوان نمی‌توانند در مقابل فقر و فساد و له شدگی انسان‌های محروم دست خود را بشویند. آن‌ها نه تنها مسئول بلکه عامل پیدایی بدبختی‌ها و حرمان‌های اجتماعی‌اند. ابتدایی‌ترین حق، و حتی تکلیف مردم، اعتراض نسبت به این نابسامانی‌ها و سیاست‌های پدید آورنده آن است.
تکدی‌گری، کودکان خیابانی و زنان تن فروش، که معمولا آمیزه‌های دهشتناک از بزهکاری و اعتیاد به مواد مخدر را نیز در خود جمع می‌آورند، از اصلیترین عارضه‌های بیماری اجتماعی‌اند. در میهن ما، شوربختانه، این عارضه‌های شایع و خطر آفرین به تهدید جدی سلامت و ایمنی فردی و اجتماعی تبدیل شده‌اند. این‌ها به اضافه مصرف و تجارت مواد مخدر میلیون‌ها نفر را به کام مرگ و فرومایگی کشانده‌اند.
این‌ها جنبه‌هایی از آسیب اجتماعی ملی ما هستند که خود چیزی نیستند جز تبلور ساختار اجتماعی و اقتصادی ناعادلانه، سوء سیاست‌های دولتی، هدر رفتن تاسف بار منابع و بی‌اعتنایی به جان و حیثت و سلامت انسان‌ها. ما از نکبت و فقر و محرومیت سخن می‌گوییم، اما برای آنکه واقعیت نادیده گرفته شدن حیات انسان را دریابیم فقط کافی است توجه کنیم که وقوع زلزله بر بنیاد فقر و ناامنی خانه‌های مردم در آذربایجان جان صد‌ها و سلامت هزاران و خانه و کاشانه ده‌ها هزاری را گرفت. در تعطیلات سه روزه اخیر، بنا به آمارهای رسمی، فقط ۱۳۰ نفر در جاده‌ها جان باخته‌اند و این به جز زخمی و معلول شدگان چندهزار نفری و خسارت‌های مالی و فشار بر بنیهٔ خانوارهای با توان است.
ما از نکبت و فقر و محرومیت می‌گوییم پس بگذارید یاد آورر شویم که برآورد‌ها در مورد شمار معتادان کشور از ۲ میلیون تا ۵ میلیون نفر حکایت دارند. این‌ها جوان‌ها و امیدهای آینده ما هستند که خاکس‌تر می‌شوند و برباد می‌روند.
نتایج بررسی‌های کار‌شناسان و پژوهشگران می‌گوید بین ۵۰۰ تا ۸۰۰ هزار کودک کار و خیابان در ایران با مشقت و ناکامی و فقر زندگی می‌کنند. این گل‌های معصوم در سرزمینی که سالانه تا ۱۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی داشته است و در همانجا که فرزندان اقلیتی محدود و مرفه در ناز و نعمت به سر می‌برند و از گل نازک‌تر به پایشان نمی‌رود، پای برهنه در داغی تابستان و یخبندان زمستان و با انواع وسائل عادی و یا غیر عادی و‌گاه بی‌شرمانه، برای امرار معاش در خیابان‌ها ویلانند.
بررسی‌ها از حضور ده‌ها هزاری و حتی چند صد هزاری از زنان خیابانی و زنانی تلفنی و ساکن در خانه‌های خاص حکاست دارد که عمدتا از شدت فقر و محرومیت حاد به این حرفه ضد اجتماعی و ضد حیثت انسانی پناه می‌برند. آن‌ها چند سالی پس از آغاز کار حرفه‌ای در منجلاب فقر و اعتیاد و ناامنی و خشونت‌های بدنی و رفتاری وحشیانه گرفتار می‌آیند.
متکدیان بی‌تردید‌زاده فقر و بیکاری در جامعه‌ای هستند که می‌تواند به ثروت اندوزی کلان و هزینه‌های نا‌لازم دولتی فرصت بدهد اما نمی‌خواهد از طریق دولت خدمات حمایتی و رفاهی و تامین شغل برای همگان را که دستور موکد قانون اساسی است، ارائه کند. در برنامه‌های رسانه‌ها به عوض پرداختن به ریشه‌های این درد و درمان جویی و جمع آوری نظرهای مستقل و آزاد کار‌شناسان و فعالان اجتماعی خبره و بی‌طرف مدام تبلیغ می‌کنند که متکدیان همه اشان فریبکارند و هر کدامشان را از اعضای باندهای منحرفی می‌دانند که از بیخ و بن برای خجالت زده کردن جامعه و بردن آبروی نظام به میدان‌ها فرستاده شده‌اند.
هما این کار‌ها و ظاهر سازی‌ها فقط برای آن نیست که دولت از مسئولیت خود و بی‌کفایتی در تامین سلامت امنیت اجتماعی بگریزد، این کار‌ها همچنین برای آن است که فرصت فراهم آید تا ثروت اندوزان در زیر سایه وجدان به خواب فرو برده شده جامعه به کار خود در خارج کردن ارزش‌های آفریده شده مردم، به ویژه کارگران و خرده پا‌ها و کم بضاعت‌ها، از دستشان ادامه دهند و حاصل را به خارج بفرستند و از نظر‌ها پنهان بمانند. دستگیری‌گاه به‌گاه و عملیات نمایشی در مورد چند تنی از مفسدان که باید قربانی شوند تا اعتراض‌ها مفری نیابد، چیزی از واقعیت بی‌عدالتی و فساد که زاینده فقر و تن فروشی و اعتیاد است نمی‌کاهد. راستی چه کسانی ریاکارند؟ متکدیان و تن فروشان و قربانیان مواد مخدر و یا مسئولان این مصائب اجتماعی که برای پوشاندن اثر کار خود به جهل نوین دامن می‌زنند؟ چه کسانی ریاکارند، له شدگان و نفرین شدگان و داغ نکبت خوردگان یا صاحبان نیرنگ باز زر و زور و تزویر که با بخشی از منابع در اختیار آن‌ها و با تغییر در ساخت قدرت آن‌ها می‌توان مبارزه واقعی و ریشه‌ای و ثمربخش را به انجام رسانید؟
بد‌ترین و وهن آور‌ترین اقدام و تصمیم سیاسی دولت در مقابل مصائبی که باید پاسخگوی آن باشد، کار اخیر آن در پاکسازی خیابان‌ها به هنگام حضور روسا و نمایندگان در اجلاس غیر متعهد هاست. دولت تصمیم گرفته است کودکان خیابانی، زنان تن فروش، متکدیان و معتادان قابل تشخیص و خلاصه خیابان نشین‌ها را جمع آوری کند. این کار اگر برای بیمه کردن چهره میهمانان دربرابر تکدر ناشی از مشاهده این آسیب هاست هم بی‌ثمر است هم ریاکارانه زیرا شمار زیادی از آن‌ها در سرزمین خود با این مصیبت‌ها روبه رویند و تقریبا همه هم می‌دانند واقعیت در جامعه میزبان چیست. این کار اگر برای نشان دادن چهره‌ای خوش از جامعه ایرانی است، بی‌ثمر است و نیرنگ بازانه زیرا خبر این اقدام پیشاپیش در همه جا طنین انداخته است. این کار اگر برای حفظ امنیت خانم‌ها و آقایان می‌ه‌مان است، کاری بیهوده است و ظاهر سازانه زیرا قربانیان فقر و نکبت هرگز در میان تروریست‌ها و برهم زنندگان نظم جای نداشته‌اند، برعکس این عاملان بدبختی آنانند که مدام به سرکوب دیگران و وحشت آفرینی مشغولند.
ما روزنامه نگاران، فعالان حقوق بشر و فعالان اجتماعی و کارگری که هر یک به دلیل احساس مسئولیت و اقدام مشروع و قانونی و به حق در برابر ستم‌ها و محرومیت‌هایی که حیات اجتماعی ما را تهدید می‌کند به بند ۳۵۰ سیاسی زندان اوین آورده شده‌ایم، ما که خود را بیش از هر چیز آزادیخواه می‌دانیم و به حضور و رشد آسیب دیدگان اجتماعی در جامعه خود اعتراض داریم. فقر و محرومیت، دشمن آزادی فردی و اجتماعی بوده است. مسئولانی که به وظایف خود عمل نکرده‌اند پا به پای ستمگران و متجاوزان و بهره کشان عامل حذف اصلیترین موهبت‌های بشری یعنی آزادی و کرامت انسانی بوده‌اند افزایش شمار متکدیان، کودکان خیابانی، معتادان و تن فروشان تیرهای تازه‌ای به قلب ما که در سینه در آرزوی بهروزی همگانی می‌طپد خنجر می‌زند. ما زندانیان سیاسی آماده‌ایم از همین جا تشکلی گسترده و مردم پایه را با حضور فعال و نافذ آسیب دیدگان و آسیب پذیران اجتماعی در چارچوب ضوابط پذیرفته شده برای یاری‌های انسانی و ریشه‌ای بنا کنیم.
ما می‌توانیم با بکارگیری توان و افزایش آگاهی‌ها برای ستیز علیه جهل و فقر ومحرومیت و یاری رسانی به قربانیان بلایای اجتماعی اقدام کنیم. انگیزه‌های اصلی ما نگرانی برای هستی جامعه‌مان است. ما با تمام وجود خواهان نجات قربانیان جامعه هستیم و کسانی را که آن‌ها را مزاحم و مخل خوشی و قدرت ورزی خود می‌دانند محکوم می‌کنیم.
ما این آخرین اقدام دولت برای خیابان آرایی ظاهر سازانه را زشت و خشن و ریاکارانه تشخیص می‌دهیم. این بزک کردن خیابان، آن هم به قیمت فشار بیشتر بر قربانیان فقر و جهل و خودکامگی و نامعلوم بودن سرنوشت بعدی آنان پس از پایان اجلاس و میهمانی، دل همه ما را به درد آورده است.
این گونه پاکسازی هیچ کمکی به آسیب دیدگان جامعه ما نمی‌کند بلکه نگران کننده و تشدید کننده فلاکت است.
این دارندگان داغ اجتماعی بزه و آسیب بر پیشانی، هم نوع، هم میهن و فرزندان و خویشان ما هستند. ما سخت نگران کودکان و نوجوانان فلاکت زده‌ایم. واقعا اجلاس غیر متعهد‌ها به چه چیز تعهدی ندارد؟ به تلخکامی و سرنوشت تیره بشر؟
امضا کنندگان:
عبدالفتاح سلطانی، فریبرز ریس دانا، سیامک قادری، محمد داوری، محمد سیف‌زاده، رضا شهابی، رضا انصاری راد، فریدون صیدی راد، سعید متین‌پور، مصطفی نیلی، مهدی خدایی، سعید جلالی فر
بند ۳۵۰ زندان اوین
شهریور ۹۱

۱۱.۶.۹۱

انتقاد‌ بان کی‌مون از وضعیت حقوق بشر در ایران



 دبیر کل سازمان ملل متحد که برای شرکت در نشست سران غیر متعهد‌ها به تهران رفته است، در یک کنفرانس خبری گفت که سازمان ملل می‌تواند در کنار ایران برای بهبود وضعیت حقوق بشر در این کشور اقدام کند.
بنا به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس،‌ بان کی‌مون که در کنار علی لاریجانی، رییس مجلس شورای اسلامی سخن می‌گفت افزود: "ما نگرانی‌های جدی‌ای درباره نقض حقوق بشر در ایران داریم."
همچنین خبرگزاری رویترز می‌نویسد که دبیر کل سازمان ملل از رهبران ایران خواسته است تا "قدمهایی جدی برای اثبات صلح آمیز بودن" برنامه هسته‌ای تهران‌ بردارند.
بان کی مون روز چهارشنبه با رهبر جمهوری اسلامی و رییس جمهوری و همچنین دبیر شورای امنیت ملی ایران دیدار کرد.