جستجوی این وبلاگ

۱۸.۵.۹۰

مهدی وطن خواه، دانشجوی زندانی در بند ۳۵۰ زندان اوین


چهارشنبه , ۱۹ مرداد

خبرگزاری حقوق بشر ایران - رهانا : مهدی وطن خواه، دانشجوی زندانی محروم از حق تحصیل، همچنان در بند ۳۵۰ زندان اوین نگهداری می‌شود.
مهدی وطن‌خواه دانشجوی ۲۴ ساله و از شهروندان معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری به اتهام اجتماع و تبانی و توهین به رهبری ۲۸ اسفند ماه سال ۸۸ در منزلش بازداشت شد .
او دانشجوی حسابداری در مقطع لیسانس بود که همزمان با بازداشت از حق تحصیل نیز محروم شد . وی در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه به ۳ سال حبس تعزیری محکوم شد ، بدون اینکه در این دادگاه از حق داشتن وکیل برخوردار باشد .در دادگاه تجدید نظر این دانشجو موفق به گرفتن وکیل شد و حکمش به دو سال حبس و هشتصد هزارتومان جریمه نقدی کاهش یافت .
وی برای اجرای حکم زندانش در تاریخ نهم آذر ماه سال ۸۹ به زندان فراخوانده شد . او از آن زمان بدون حق استفاده از مرخصی در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می برد.

۱۵.۵.۹۰

هرانا؛ بیانیه جمعی از روزنامه نگاران زندانی به بهانه ۱۷ مرداد روز خبرنگار

 خبرگزاری هرانا - جمعی از روزنامه نگاران و فعالان سیاسی محبوس در زندانهای اوین و رجایی شهر کرج به مناسبت روز خبرنگار بیانیه ای را صادر کردند.
امضا گنندگان ضمن محکوم نمودن رفتار امنیتی و استبدادی حاکمیت علیه روزنامه نگاران و مطبوعات، برقراری کامل آزادی‌های مدنی و در صدر آن آزادی‌بیان، آزادی روزنامه نگاران زندانی و برقراری شرایط مناسب برای فعالیت آزادانه مطبوعات مستقل را خواستار شدند.
متن کامل این بیانیه که در اختیار خبرگزاری هرانا قرار گرفته است به شرح زیر است:
حاکمیت جمهوری اسلامی ایران با اصرار تمام تلاش می‌کند تا ایران همچنان بزرگ‌ترین زندان روزنامه نگاران و بزرگ‌ترین ناقض آزادی‌های مدنی و از آن جمله آزادی بیان و آزادی مطبوعات در جهان باشد. حکومت ایران که پس از کودتای خرداد ۸۸ به حکومتی پلیسی و امنیتی تبدیل شده از هیچ کوششی برای مهار و محدود کردن جریان آزاد اطلاعات و فعالیت روزنامه نگاران مستقل فروگذار نکرده است شاهد این مدعا احضار، بازداشت و حبس ده‌ها تن از روزنامه نگاران مستقل ایرانیست. چنانکه بیش از ۳۰ نفر از روزنامه نگاران هم اینک در زندان‌ها و بازداشتگاه‌های امنیتی ایران نگهداری می‌شوند و بسیاری از روزنامه نگاران احضار و بازداشت شده که با قرارهای قضایی آزاد هستند و در انتظار صدور حکم و انتقال به زندان به سر می‌برند. تمامی این‌ها، به جز روزنامه نگارانی است که بر اثر امنیتی شدن فضای کشور و شرایط غیر قابل تحمل ناچار به ترک حرفهٔ روزنامه نگاری برای تمام عمر شده و یا به طور کلی از کشور مهاجرت کرده‌اند. وضع اسفناک آزادی بیان و آزادی مطبوعات که بوی‍‍ژه در سالهای بعد از کودتای ۸۸ به خود سانسوری شدید رسانه‌ها و روزنامه نگاران انجامید و مطبوعات کشور را بیش از پیش خنثی و بی‌خاصیت کرده، واضح‌تر از آن است که به توضیح نیاز داشته باشد. طی سالهای اخیر، ‌دادگاه‌های امنیتی و تشریفاتی در قالب دادگاه‌های انقلاب در احکام خود مجموعا بیش از یکصدو پنجاه سال زندان برای روزنامه نگاران تعیین کرده‌اند امری که در هیچ جای جهان نمونه دیگری از آن یافت نمی‌شود.
اکنون صدور احکام ۵ تا ۷ سال حبس برای روزنامه نگاران تنها به دلیل انجام وظایف حرفه‌ای، به امری رایج در ایران تبدیل شده و کم نیستند روزنامه نگارانی که برای انجام همین فعالیت‌های حرفه‌ای با احکام بیش از ده سال حبس دریافت کرده‌اند.
حبس خانگی میر حسین موسوی و مهدی کروبی مدیران مسول روزنامه‌های کلمه و اعتماد ملی به عنوان شاخص‌ترین اقدام ضد آزادی‌های مدنی از سوی تمامی فعالان مطبوعاتی، حامیان حقوق بشر و روزنامه نگاران مستقل جهان محکوم شده و رفع حصر خانگی از این دو چهره شاخص مبنا و نمادی برای اعاده آزادی‌های مدنی و از آن جمله آزادی بیان و آزادی مطبوعات تبدیل شده است.
ما امضا کنندگان این بیانیه ضمن محکوم نمودن رفتار امنیتی و استبدادی حاکمیت علیه روزنامه نگاران و مطبوعات، برقراری کامل آزادی‌های مدنی و در صدر آن آزادی‌بیان، آزادی روزنامه نگاران زندانی و برقراری شرایط مناسب برای فعالیت آزادانه مطبوعات مستقل را خواستاریم و در این رابطه دست یاری کلیه مدافعان حقوق بشر و آزادی‌خواهان مدنی در سراسر جهان را به یاری می‌طلبیم.

امضا کنندگان:
حشمت الله طبرزدی
عیسی سحرخیز
رامین پرچمی
ابوالفضل عابدینی
مسعود باستانی
نادر کریمی
شاهین زینعلی
حمزه کرمی
عارف درویشی
علی اصغر سید آبادی
محبوبه کرمی

دلتنگی های مادر ارسلان ابدی پس از بیست و یکماه سکوت

جرس: مادر ارسلان در خصوص ماههای حبس فرزندش با دلتنگی به "جرس" می گوید: "الان بیست و یکماه است که ارسلان من در زندان است. مدام چشم دوخته ایم به عید فطر و عید نیمه شعبان تا ببینیم ارسلان آزاد می شود یا نه؟

ارسلان ابدی دانشجوی مقطع کارشناسی مهندسی عمران دانشگاه بین المللی قزوین در روز عاشورا پیش از بروز هر نوع درگیری و حتی شکل گرفتن تجمعی دستگیر شده و همچنان در زندان اوین بسر می برد. در دادگاه بدوی از سوی قاضی صلواتی به 9 سال و نیم حبس تعزیری محکوم شد. در ابتدا توسط دادگاه بدوی به 9 سال و نیم حبس محکوم شده و پس از درخواست تجدیدنظر خواهی، این حکم ناعادلانه به 6 سال حبس تعزیری تقلیل یافت.

مادر ارسلان ابدی به خاطر قول های جعفری دولت آبادی دادستان تهران مبنی بر آزادی فرزندش حاضر به مصاحبه با هیچ خبرنگار و شبکه و سایت خبری درباره وضعیت فرزند خود نشده است. اما بعد از گذشت بیست و یکماه از زمان بازداشت فرزندش در حالیکه از این وعده های دروغین خسته شده با بغض و گریه به خبرنگار"جرس" از پیگیری ها و دلتنگی ها و شرایط دشوار خانواده و ارسلان می گوید.  باشد که مسئولین حکومت اسلامی ایران در آستانه "ماه مبارک رمضان " صدای دردمند این مادر رنج کشیده را بشنوند و تا دیر نشده همه زندانیان سیاسی را "آزاد" کنند.

مادر ارسلان در خصوص ماههای حبس فرزندش با دلتنگی به "جرس" می گوید: "الان بیست و یکماه است که ارسلان من در زندان است و هر بار در جواب پیگیری هایم می گویند انشالله آزاد می شود و با این وعده ها ما بیست و یکماه را پشت سر گذاشتیم. مدام چشم دوخته ایم به عید فطر و عید نیمه شعبان تا ببینیم ارسلان آزاد می شود یا نه؟ از نظر روحی پسرم هم چه بگویم؟ شما تصور کنید اگر آهن هم در این شرایط نگهداری کنند آب می شود چه برسد به انسان..."

وی با اشاره به ناراحتی جسمانی ارسلان اضافه می کند: "الان ارسلان وضعیت دندانهایش بشدت خراب است و باید تحت درمان قرار گیرد. مدت مرخصی هم که به ارسلان داده اند اینقدر کوتاه است که نمی تواند درمانش را پیگیری کند هر بار که می آید یک دندانش را از دست داده و ناراحتی دارد. البته شرایط زندان مناسب نیست اما از آنجایی که ارسلان از بچگی خیلی به بهداشت اهمیت می داد خودش روی این مسائل خیلی حساس است و رعایت می کند و خدا را شکر تاکنون با مشکلی مواجه نشده است. به هرحال ورزش می کند و کتاب می خواند و روزهای خود را می گذراند. یکی از مشکلات بزرگ ما این است که این عزیزان زندانی دسترسی به تلفن ندارند ما دوشنبه ها که به مدت کوتاه با ارسلان ملاقات می کنیم از او  بی خبریم تا هفته دیگر و در طی هفته هیچ خبری از وضعیتش نداریم خوب اگر تماس تلفنی باشد قطعا نگرانی ما کمتر می شود. اگر خاطرتان باشد پارسال بعد از اعتصاب غذای زندانیان تلفن ها بی دلیل قطع شد که اول گفتند دارند کابل ها را درست می کنند و بعد هم به دست فراموشی سپرده شد! اصلا مسئولین متوجه نیستند که این بچه ها خانواده دارند و نگران هستند. اگر تماس تلفنی باشد باز می گوییم خوب امروز صدایش را شنیدیم و حالش خوب است و شب را راحت می خوابیم. مشکل دیگر اینکه ماهی یکبار ملاقات حضوری فقط به پدر و مادر می دهند که این ماه خواهرهای ارسلان اینقدر برای او بی تابی می کردند که من و پدرش این هفته نرفتیم و خواهرهایش به ملاقات ارسلان رفتند."

مادر ارسلان در حالیکه دیگر نمی تواند بغض خود را فرو ببرد با گریه به خبرنگار جرس می گوید: "هر کسی که فرزند داشته باشد حال من را درک می کند. مسئولین فقط یک دقیقه خودشان را جای من بگذارند متوجه می شوند چه می کشم و چه حال و روزی دارم. خود آنها می گویند یکبار نشد که ما جایی برویم و مادر ارسلان آنجا نباشد. من که حتی یک ساعت از ارسلان بی خبر نبودم، بیست و یکماه را در این شرایط تحمل کردم. وقتی می رفت دانشگاه قزوین ده بار به موبایلش زنگ می زدم اما الان به امید فرداها نشسته ام..."

کیفرخواست ارسلان ابدی ابتدا "محاربه" و "فساد فی‌الارض" عنوان شده بود که پس از چندی با توجه به فشار افکار عمومی و برخی از مسئولین، این کیفرخواست تغییر کرد. این در حالی است که این فعال دانشجویی از ادامه تحصیل خود در دانشگاه بازمانده است و روزهای جوانی خود را مانند بسیاری از زندانیان سیاسی بی گناه دیگر، در گوشه سلولهای زندان سپری می کند و به قول مادر وی، هزینه ملی که جمهوری اسلامی هیچگاه نخواهد توانست آن را جبران کند.

مادر این فعال دانشجویی در پایان با بیان اینکه ما خیلی منتظر آمدن گزارشگر ویژه حقوق بشر هستیم چون قطعا آمدن ایشان بی تاثیر نخواهد بود، می گوید: "ارسلان یکی از جوانان این کشور است که عمرش به بطالت در زندان سپری می شود بعد هم که آزاد شوند دیگر مگر روحیه ای برایش باقی می ماند که روی درس تمرکز کند. ارسلان بچه من است خوب می شناسمش برای اینکه وضعیت روحی من خراب نشود ظاهر قضیه را حفظ می کند و می گوید مامان نگران نباش حالم خوب است اما واقعیت چیز دیگری است چون می داند من از بین می روم ظاهر سازی می کند می گوید خوبم. یکی از مشکلات دیگر من این است که من بارها به همه گفته ام این جوانان سرمایه های ملی هستند که عمرشان هدر می رود. مسئولین مدام می گویند امنیت ملی و  هزار چیز دیگر ملی اما این سرمایه های ملی که الان در زندان هستند حتی به اندازه نفت هم ارزش ندارند. امیدوارم هر چه زودتر تکلیف این بچه ها را مشخص کنند و از این وضعیت نجات پیدا کنند. پارسال قرار بود در عید فطر ارسلان را آزاد کنند اما عید فطر امسال نزدیک است و ارسلان هنوز در زندان است. اما همه بدانند هر لحظه ای این جوانان در زندان می گذرانند یک هزینه ملی است که بعدها قابل جبران نیست. من بارها به مسئولین نامه نوشتم خواهش کردم که ارسلان را آزاد کنند، آخر ارسلان را که در روز عاشورا قبل از هر تجمعی دستگیر کردند چرا باید این همه هزینه بدهد؟! بگویید هزینه چه را باید بدهد؟ هر چند خدا باید دست همه مان را بگیرد اما ماه مبارک رمضان در پیش است امیدوارم صدایم شنیده شود و فقط از خدا کمک می خواهم تا ما را از این وضعیت نجات دهد."