جستجوی این وبلاگ

۱۰.۶.۹۱

تعریف نکردن جرم سیاسی؛ بهانه ای برای برخوردهای غیر انسانی و غیر شرعی با مخالفان


سجاد اعرابی:
در حالیکه پس از سال ها تلاش از سوی منتقدین و اصلاح طلبان در سطوح مختلف از جامعه مدنی تا مجلس ششم هنوز تعریف دقیقی از جرم سیاسی در رویه های قضایی وجود ندارد و قوانین موجود پیرامون حقوق زندانیان از تناقضات بسیار برخوردار است، اراده حاکم بر حفظ این ابهامات است تا دست نهادهای امنتیتی و قضایی در برخورد با منتقدین باز بماند. در همین راستا می توان سخنان جدید غلامحسین اسماعیلی، رئیس سازمان زندان‌ها را تحلیل کرد که در اظهاراتی عجیب و برخلاف آمارهای نهادهای حقوق بشری و گزارشات متعدد مدنی در مورد تعداد زندانیان سیاسی ، گفت که در ایران زندانی سیاسی وجود ندارد و دادن مرخصی به “زندانیان امنیتی” فقط با موافقت دادستان امکان پذیر است و حتی قاضی زندان هم چنین اجازه‌ای ندارد.
اظهارات و ادعاهای جدید رییس سازمان در روزهای اخیر بار دیگر بحث جایگاه و تعریف جرم سیاسی و احترام به حقوق زندانیان سیاسی را مطرح کرده است. به نظر می رسد هنوز بعد از سالها تلاش و جدل برای پیشبرد لوایح و طرح های مختلف برای تبیین و تفهیم جایگاه جرم سیاسی و حقوق زندانیان، ابهامات اساسی در قوانین و پروسه های ادای و قضایی وجود دارد، که این روزها پشتوانه ای برای مقامات و نهادهای قضایی امنیتی شده است تا برخوردهای سلیقه ای خود را با منتقدین تحت عناوین گول زننده ای هم چون « زندانی امنیتی» توجیه کنند.
اسماعیلی: زندانی سیاسی نداریم
رئیس سازمان زندانها در جدیدترین گفت و گوی خود با خبرگزاری ها، مدعی شد که زندانیان سیاسی از مرخصی محرومند مگر اینکه از سوی شخص دادستان مجوز صادر شود. غلامحسین اسماعیلی با یک تغییر در کلمه از عبارت زندانیان “امنیتی” استفاده و تاکید کرد “زندانی سیاسی نداریم”.
به گفته اسماعیلی براساس آیین‌نامه سازمان زندان‌ها، مرخصی افراد متهم به جرایم امنیتی ممنوع نیست، اما “اعطای مرخصی به این قبیل زندانیان موکول است به موافقت شخص دادستان و حتی قاضی زندان هم نمی‌تواند مرخصی دهد.”
رئیس سازمان زندان‌های کشور با اشاره به خبرهای رسانه‌های خارج کشور درباره محرومیت برخی از زندانیان از مرخصی گفت: اولا باید بگویم ما اصلا زندانی سیاسی نداریم. حالا اگر یک زندانی خودش را سیاسی بداند حرف دیگری است ولی ما زندانی امنیتی داریم و در قانون برایش مجازات تعریف شده است. این افرادی که مدعی هستند به این زندانیان مرخصی داده نمی شود آیا یکبار شده بیایند وآیین نامه سازمان زندانها را بخوانند. بر اساس آیین نامه سازمان زندانها افرادی نمی توانند به مرخصی بروند و افرادی هم مستثنی هستند مگر فقط با موافقت شخص دادستان. این آیین نامه در روزنامه ها منتشر شده است. در این آیین نامه آمده است جرائم امنیتی از مرخصی ممنوع نیستند اما اعطای مرخصی برای این قبیل از زندانیان موکول است به موافقت شخص دادستان. حتی قاضی زندان هم نمی تواند مرخصی بدهد.
اسماعیلی درپاسخ به اینکه آیا پس از گذشت یک سال همچنان سرانه هر زندانی در ایران ۵ هزار تومان است گفت: در بودجه ۹۱ تلاش کرده ایم تا سرانه زندانیان افزایش یابد و منتظر هستیم تا بودجه ابلاغ شده و محاسبه دقیق سرانه زندانیان را اعلام کنیم.
نگرانی نهادهای حقوق بشری از وضع زندانیان سیاسی
در حالی که مسوولان دولتی همچون اسماعیلی با نادیده انگاشتن واقعیت، دم از عدم وجود زندانی سیاسی در کشور می زنند، نهادهای داخلی و بین المللی حقوق بشری هر روز از وضعیت این زندانیان در ایران ابراز نگرانی می کنند.
در یکی از آخرین موارد در گزارش احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران و همچنین سازمان‌های بین‌المللی مدافع حقوق بشر بارها درباره وضعیت زندانیان سیاسی در ایران ابراز نگرانی شده‌ است.
از سوی دیگر نهادهای حقوق بشری همچون کانون مدافعان حقوق بشر و تشکل های حقوق بشری در سایر نقاط ایران که در گزارش های خود از وضعیت زندانیان سیاسی انتقاد می کنند، به شدت این روزها تحت فشار جکومت قرار دارند و اعضای آن نیز بازداشت و شکنجه می شوند. یکی از این موارد، نرگس محمدی نایب رییس کانون مدافعان حقوق بشر است که این روزها وضعیت وخیم جسمانی وی در اثر برخوردهای غیرقانونی با وی در زندان و شرایط بد نگهداری وی، باعث نگرانی بسیاری از فعالان و نهادهای حقوق بشری شده است.
قوانین قضایی و حقوق زندانیان
اظهارات رییس سازمان زندانی ها در حالیست که بر اساس نص صریح قوانین جاری کشور، اصول حقوقی، روانی و بشری مرخصی از حقوق اولیه هر زندانی به حساب می آید و تحدید کردن و یا جلوگیری از اعطای آن غیرقانونی و بشری است. در کنار سایر حقوق زندانی، مرخصی نیز مورد تاکید کارشناسان و قوانین است.
بر اساس اصول روانشناسی و حقوقی ، کارشناسان معتقدند اگر کسی مجرم شناخته شود فقط باید خود او مجازات گردد نه خانواده اش و محرومیت از ملاقات و مرخصی، مجازات خانواده مجرم به تبع مجازات مجرم است. این امر بر خلاف اصل شخصی بودن جرم و مجازات است. طبق این اصل که در تمام نظام های حقوقی جهان معمول است هیچکس را نمی توان به هر دلیلی به موجب جرم شخص دیگری مجازات کرد.
حتی به لحاظ مذهبی نیز این اصل در قرآن نیز به صراحت مذکور است: ولاتکتسب کل نفس علیها و لا تزر وازره وزر اخری (انعام ۱۶۴) هیچ کس به جز آنچه خود علیه خویش انجام داده کسب نمی کند و نمی اندوزد و هیچ نفسی بار گناه دیگری را بر دوش نمی کشد.
به لحاظ حقوقی، در آیین نامه زندانها، استفاده از مرخصی یکی از حقوق زندانیان در کنار سایر حقوق همچون غذیه، بهداشت، درمان، اشتغال، آموزش و غیره است. به موجب ماده ۲۱۶ آئین نامه اجرائی سازمان زندان ها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور مصوب ۲۰ آذر ۸۴، ” در مواردی که محکوم پس از تحمل حد اقل یک ماه از محکومیت حبس با توجه به نوع جرم ارتکابی و میزان محکومیت از شخصیت ، اخلاق و رفتار مناسبی برخوردار باشد شورای طبقه بندی می تواند پس از اخذ تامین مناسب حداکثر پنج روز در هر ماه به طور پیوسته به وی مرخصی اعطا کند.”
چندی پیش مهرانگیز کار، وکیل، حقوقدان و فعال حقوق زنان نیز در همین رابطه با نگارش نامه ای به صادق لاریجانی رییس قوه قضاییه گفتمان جدیدی را که در مسوولان قضایی باب شدو اعطای مرخصی به زندانیان سیاسی را امتیازی برای آنان در نظر می گیرد، مورد انتقاد قرار داده است. وی در نامه خود آورده است:« رییس قوه قضاییه منکر “حق” مندرج در قانون شدند و با اعلام اینکه «مرخصی شامل حال مجرمین سیاسی نمی شود» آن را به نوعی یک امتیاز قلمداد کرد. درحالی که وقتی قوانین با ماهیت جزائی در مواردی ناروشن است – مانند تعریف جرم سیاسی- در حقوق بین الملل و حتی در احکام شرع که مقامات ایرانی به آن استناد می کنند، نکات ناروشن باید به گونه ای تفسیر شود که به متهم و محکوم کمک کند. در غیر این صورت جای حق و امتیاز عوض می شود. از آن نگران کننده تر این است که در اظهارات آقایان، مجرمین سیاسی تلویحا با دایر کنندگان مراکز فساد و فحشا موضوع ماده ۲۲۶ آئین نامه اجرائی سازمان زندان ها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور مصوب ۲۰ آذر ۸۴ در یک ردیف قرار گرفته اند . وقتی گفته می شود مجرمین سیاسی از حق مرخصی محروم اند ، تداعی می شود که مدیران رده بالای قضائی ، کسانی را که به انگیزه بهبود وضعیت مردم با زبان و قلم انتقاد و اعتراض می کنند و چشمداشت نفع شخصی ندارند با دایر کنندگان مراکز فساد و فحشا به یک چشم می نگرند و هردو را از حق مرخصی محروم می دارند.»
تلاش برای روشن کردن مفهوم و جایگاه زندانی سیاسی
مشکل در زمینه برخورد با زندانیان عقیدتی و سیاسی از ابهام و تناقضات موجود در قوانین و رویه های قضایی و امنیتی درباره مفهوم و حدود جرم سیاسی است.
در همین راستاست که منتقدین و به خصوص اصلاح طلبان بارها سعی کرده و می کنند که به روشن شدن این مفهوم در سطوح قضای و رویه های قانونی اهتمام بورزند. یکی از تلاش های اصلی سوی اصلاح طلبان و منتقدین به سالهای پس از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ و بازداشت گسترده و غیرقانونی مخالفان بر می گردد. جایی که جمعی از زندانیان سیاسی، در یک نامه سرگشاده‌ای به اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، خواستار رسیدگی این نهاد به مصوبه مجلس ششم در تعریف جرم سیاسی شدند. این افراد با انتقاد از اینکه منتقدان و مخالفان سیاسی در ایران با اتهاماتی چون “اقدام علیه امنیت ملی” محاکمه و احکام سنگینی گرفته‌اند، “فقدان یک قانون مصوب در تعریف جرم سیاسی و چگونگی رسیدگی به جرایم سیاسی” و اجرای اصل ۱۶۸ قانون اساسی را که به موضوع جرایم سیاسی می‌پردازد، را مورد انتقاد قرار دادند.
این تلاشها در گذشته و در دوران مجلس ششم که اصلاح طلبان منتقد سیاست های محمدودگرایانه در آن اکثریت داشتند نیز سابقه داشته است. ناصر قوامی از نمایندگان مجلس ششم در بحبوحه بازداشت های پس از انتخابات در گفت و گویی که با روزنامه شرق انجام داده بود، با رجوع به تلاش و مصوبه مجلس ششم درباره تعریف مصادیق زندانی سیاسی، آن را جامع دانسته بود. وی می گوید: در مجلس ششم کمیسیونی مرکب از کمیسیون قضایی و کمیسیون امنیت ملی تشکیل شد که تعداد دیگری از نمایندگان نیز از کمیسیون های مختلف در آن عضو بودند تا تعریف دقیق و جامعی از جرم سیاسی ارائه کنند. تا آن زمان تعریف کامل و جامعی از جرم سیاسی در کشور ما نشده بود و از این رو ما در این حوزه ضعف و نقایص بسیاری داشتیم. به همین دلیل نیز جلسات متعددی با حضور اساتید مهم حقوق، صاحب نظران، کارشناسان و متخصصان این حوزه برگزار کردیم تا بتوانیم تعریف کاملی از جرم سیاسی ارائه دهیم.
محمد جعفر جبیب زاده، استاد حقوق دانشگاه دانشگاه تربیت مدرس با اشاره به ابهامات و تناقضات موجود در قوانین درباره جرم سیاسی، معتقد است«در بعضی از موارد اصولا اطلاق جرم سیاسی معنا ندارد. مثلاً در موضوع نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی (موضوع ماده ۶۹۸ق.م.ا.) اصولاً طرح جرم سیاسی منتفی است. در بعضی موارد هم که امکان طرح جرم سیاسی وجود دارد مقررات موجود آن‌قدر کلی است که تعیین مصداق خاص برای آن با مشکل مواجه است. برای مثال ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی ماده‌ای کلی است که شامل هر اقدام انتقادی می‌شود و معلوم نیست فعالیت تبلیغی چه تمایزی با فعالیت سیاسی احزاب و گروه‌های قانونی دارد؟ آیا جز آن است که احزاب برای کسب نهادهای قدرت از طریق فعالیت های تبلیغی اقدام می‌کنند؟ و برای این کار صاحبان قدرت و اقدامات آنان را نقد می‌نمایند؟ آیا می‌توان چنین اقدامی را جرم دانست؟ در دنیای امروز که قدرت سیاسی از طریق فعالیت احزاب جابه‌جا می‌شود تصویب ماده‌ای کلی با عنوان فعالیت تبلیغی علیه نظام به هیچ وجه قابل توجیه نیست.»
محمد سیف زاده وکیل و حقوق دان برجسته که هم اکنون خود در زندان اوین به سر می برد در گفت و گویی که پیش از این با کلمه داشته است، عدم وجود قوانین صریح و روشن درباره جرم سیاسی را از نشانه های قصور حکومت در طی دهه های گذشته می داند و می گوید: حتی اگر بهانه مسوولان قضایی، نبود تعریف قانونی برای جرم سیاسی باشد، که خود نشانه قصور یا تقصیر حکومت و مستوجب مسوولیت کیفری است، می توان به موجب ماده ۳ ‏قانون آیین دادرسی مدنی، دکترین یا نظریه حقوقی را به عنوان منبع قانون به رسمیت شناخت و نظر اکثر علمای حقوق در این باره را ملاک قرار داد.
‏او تاکید دارد که عمده زندانیان حاضر در بند ۳۵۰ ‏به دلیل تاکید بر تحقق حقوق مندرج در قانون اساسی و سایر قوانین بدون آنکه مرتکب جرم و گناهی شده باشند به زندان افتاده اند و به دلیل اصرار بر اصل ۲۷ ‏قانون اساسی که بر آزادی تجمعات تاکید دارد و اصل ۲۶ ‏که بر آزادی تشکیل گروه و حزب اشاره دارد، محکوم شده اند.
عدم تعریف مشخص و ابهام در رجوع به مفهوم جرم سیاسی، نکته ای است که هاشم خواستار رییس کانون صنفی معلمان مشهد نیز در نامه اعتراضی خود به رییس دستگاه قضا به آن اشاره می کند. وی در بند نخست نامه خود می نویسد چرا با گذشت ۳۳ سال از پیروزی انقلاب،جرم سیاسی تعریف نشده و متهمین سیاسی همچون سایر متهمین اعم از سارق ، قاتل، قاچاقچی مواد مخدر و غیره در محاکم عمومی تحت محاکمه قرار گرفته و بر خلاف نص صریح قانون اساسی که مقرر شده به جرائم متهمین سیاسی در محاکم قضایی و با حضور هیئت منصفه و جلسات به صورت علنی تشکیل و رسیدگی شود؟ جنابعالی فرمودید بنده قانون اساسی را مطالعه و نهادهای مرقوم در آن را قبول دارم یا خیر؟ هنگامیکه قانون اساسی مورد قبول و تأیید شخصیت های رسمی در رابطه با بنده اجرا نمی شود ، اینجانب نباید با شک و تردید نسبت به اسلامی بودن نظام و جمهوریت آن بنگرم؟!!
تحدید و تهدید تلاشها برای تعریف جرم سیاسی و قوانین زندانها
مصوبه مجلس ششم و تلاش اصلاح طلبان برای تعریف جرم سیاسی که به نظر می آمد قدمی رو به جلو در محدود کردن برخورد های سلیقه ای با مخالفان از سوی حکومت باشد با مخالفت شورای نگهبان مواجه شد. به گفته قوامی نماینده مجلس ششم، در مجموع دلیل مشخصی برای رد آن از سوی شورا ارائه نشد و فقط اعلام کردند خلاف شرع است تا جایی که حتی در رابطه با بند عدم شکنجه ما متن کامل قانون اساسی را آورده بودیم و حتی یک خط و کلمه از آن کم نکرده بودیم اما شورای نگهبان اعلام کرد همین بند نیز خلاف قانون اساسی و شرع است و باید حذف شود که ما اعلام کردیم این نص صریح قانون اساسی است.
زندانی سیاسی در لایحه مجازات اسلامی
هر چند که پس از واگذاری رسیدگی به مفهوم جرم سیاسی به قوه قضائیه، در قالب لایحه مجازات اسلامی سعی شد تا این مفهوم روشن شود، اما گستردگی مفهومی و باز کذاشتن دست قانونگذاران و مجریان در برخورد با منتقدین امری است که به روشنی در این لایحه مشخص است. در لایحه ای که قوه قضاییه منتشر کرده است به جرم سیاسی به صورت زیر پرداخته شده است:
براساس ماده ۴ هریک از اعمال زیر چنانچه با قصد مخالفت با نظام جمهوری اسلامی ایران صورت گیرد و متضمن خشونت نباشد جرم سیاسی محسوب و مرتکب به حبس از شش ماه تا دو سال یا اجبار به اقامت در محل معین یا منع از اقامت در محل معین از دو تا سه سال و محرومیت از حقوق اجتماعی به مدت پنج سال محکوم خواهد شد.
یک ـ فعالیت‌های تبلیغی مؤثر علیه نظام
دو ـ برگزاری اجتماعات یا راهپیمایی‌های غیرقانونی
سه ـ نشر اکاذیب یا تشویش اذهان عمومی از طریق سخنرانی در مجامع عمومی، انتشار در رسانه‌ها، توزیع اوراق چاپی یا حامل‌های داده (دیتا) و امکان آن.
چهار ـ تشکیل یا اداره جمعیت غیرقانونی یا همکاری مؤثر در آنها
پنج ـ تلاش برای ایجاد یا تشدید اختلاف بین مردم در زمینه‌های دینی، مذهبی، فرهنگی و نژادی
تبصره یک : چنانچه جرم سیاسی همراه با یکی از جرائم دیگر ارتکاب یابد، مرتکب به مجازات اشد محکوم خواهد شد.
تبصره دو : صرف انتقاد از نظام سیاسی یا اصول قانون اساسی یا اعتراض به عملکرد مسئولان کشور یا دستگاه‌های اجرایی یا بیان عقیده در ارتباط با امور سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و نظایر آن جرم محسوب نمی‌شود.
ابهام موجود، زندانی امنیتی یا سیاسی؟
به نظر می رسد اراده ای قوی در سطح حکومت وجود دارد که می خواهد ابهام موجود درباره اصل ۱۶۸ قانون اساسی باقی بماند، تا در دایره مبهم آن بتواند در هر سطح و زمانی به تهدید و تحدید منتقدین به بهانه های امنیتی بپردازد. یکی از مراجعی که در سالهای گذشته تلاش شده تا از طریق آن تکلیف جرائم سیاسی در قوانین روشن شود، مجمع تشخیص مصلحت نظام است. چندسال‌ پیش‌ دبیر مجمع‌ تشخیص مصلحت‌ نظام‌ پس‌ از پایان‌ جلسه‌ این‌ مجمع‌ درباره‌ اختلاف‌ مجلس‌ شورای‌ اسلامی‌ و شورای‌ نگهبان‌ در مورد لایحه‌ «جرم‌ سیاسی‌» به‌ خبرنگاران‌ گفت‌: یکی‌ از مصوبات‌ جلسه‌ مجمع‌ این‌ بود، از آن‌ جایی‌ که‌ در برنامه‌ چهارم‌ توسعه‌ از قوه‌ قضاییه‌ خواسته‌ شده‌ که‌ لایحه‌ جرم‌ سیاسی‌ را تهیه‌ و به‌ دولت‌ و پس‌ از تصویب‌ دولت‌ به‌ مجلس‌ ارایه‌ کند، مجمع‌ تشخیا مصحلت‌ نظام‌ از قوه‌ قضاییه‌ و دولت‌ خواست‌ که‌ در این‌ خصوص‌ سرعت‌ عمل‌ به‌ خرج‌ دهند.
عواقب و نتایجی که ابهامات موجود در قوانین در حوزه جرائم سیاسی که در سالهای اخیر دست مسوولان امنیتی و قضایی را در برخورد با منتقدین باز گذاشته، چندی پیش تنی چند از زندانیان منتقد و صاحبنظر را بر آن داشت تا باانتشار نامه ای آمادگی خود را در همکاری برای تدوین قوانین زندانهای اعلام کنند. حسن اسدی زید آبادی، عبدالفتاح سلطانی، سیدمحمد سیف زاده، قاسم شعله سعدی، مصطفی نیلی و فرشید یداللهی، شش حقوقدان محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین با ارسال نامه ای به رییس سازمان زندان ها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور با هشدار از آنچه در این بخش از سیستم قضایی کشور میگذرد با تاکید بر اینکه “یکی دیگر از علل عدم ورود آن سازمان به چنین حوزه ای عدم برخورداری از توان عملی و تخصصی کارشناسان خبره در این امور است که برای جبران چنین نقیصه ای” اعلام کرده اند که در صورت حضور کارشناسان آن سازمان در بند ۳۵۰ اوین (اندرزگاه ۳) نظریات کارشناسانه و تجربیات گران سنگ خود را – که با پرداخت هزینه سنگینی به دست آورده ایم- در اختیار آنان قرار داده و راهنمایی های لازم را به عمل خواهند آورد. آنها مشکلات و ضعف های موجود را در سه حوزه قابل شناسایی می دانند – نبود قانون جامع و مانع برای اداره امور زندان ها و بازداشتگاه ها ۲- فقدان نظارت جدی توسط بازرسان مستقل و فعالین حقوق بشر بر عملکرد مامورین ۳- عدم برخورد قاطع با متخلفین و طرد آنان از دستگاه های دولتی ۴- وجود بازداشتگاه های غیر قانونی خارج از نظارت سازمان زندان ها.
در عمل اما به نظر نمی رسد نهادهای تحت اختیار اقتدارگرایان همچون قوه قضاییه و شورای نگهبان اراده ای برای رفع این ابهام داشته باشند، چرا که برداشت ها و تفسیرهای سلیقه ای آنان در این موارد اجازه برخوردهای خودخواسته و سلیقه ای با منتقدین را به آنها می دهد. امری که این روزها به جزئی ترین سطوح اجرای قانون در اعطای مرخصی به زندانیان نیز سرایت کرده و مسوولان سعی می کنند با اعمال سلیقه های محدودگرایانه خود زندگی سیاسی را برای منتقدین خود سخت تر و سخت تر کنند.
از سویی مسوولان قضایی و حتی اجرایی در دولت سعی دارند تا با اطلاق «زندانی امنیتی» بدل از «زندانی سیاسی»، این طور وانمود کنند که در کشور آزادی های مدنی مورد احترام است و صرف اعتقاد و اظهار نظر سیاسی باعث محکومیت و بازداشت نمی شود. اما مشکل آنجاست که آمار، نام ها، و گزارشات مستند و موثق گسترده و متعدد در باره برخوردهای سلیقه ای سیاسی، بی احترامی به حقوق زندانیان سیاسی، شکنجه، عدم اجرای قوانین در دادگاه زندانیان از جمله عدم وجود هیات منصفه در محکمه ها و ده ها قانون گریزی دیگر از سوی حاکمان، بی اعتباری ادعاهای مسوولان را فاش می سازد.
منبع: سایت کلمه

بان کی‌مون خواستار آزادی رهبران اپوزیسیون، مدافعان حقوق بشر و روزنامه‌نگاران زندانی شد


- دبیرکل سازمان ملل روز پنج‌شنبه، نهم شهریورماه، در سخنرانی خود در دانشکده ارتباطات وزارت خارجه ایران به حاکمان جمهوری اسلامی گوشزد کرد که "بسیار مهم" است که در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده "صدای مردم ایران" را بشنوند.
بنا به گزارش رادیو فردا،‌ بان کی‌مون، دبیرکل سازمان ملل، در این سخنرانی که متن کامل آن در وب‌سایت سازمان ملل آمده است، او همچنین از مقامات ایران خواستار آزادی رهبران اپوزیسیون، مدافعان حقوق بشر و روزنامه‌نگاران زندانی در ایران شده است.
به نظر آقای‌بان، تنها در صورت آزادی این زندانیان سیاسی است که شرایط "آزادی بیان و بحث آزاد" در ایران فراهم خواهد شد.
همچنین آن طور که وب‌سایت کلمه، گزارش می‌دهد، دبیرکل سازمان ملل در دیدار خود از ایران رسما بر ملاقات با آقای موسوی و محمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین ایران، تاکید کرده است.
پیش‌تر سخنگوی دبیرکل سازمان ملل وعده داده بود که عالیترین مقام این سازمان در سفر به ایران تمام "نگرانی‌های جامعه جهانی" را به مقامات در تهران منتقل خواهد کرد.
به نظر می‌رسد‌ بان کی‌مون در نخستین و احتمالا آخرین دیدار خود از ایران در مقام دبیرکل سازمان ملل فرصت را غنیمت شمرده تا به تمام مسائل داخلی ایران که به‌ویژه پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ تشدید شده بپردازد و خواستار اقدام عاجل رهبران جمهوری اسلامی شود.
آن طور که در متن سخنرانی آقای‌ بان در وزارت خارجه آمده است، او به زبانی غیرمستقیم و در عین حال روشن بر تمام مسائل انگشت گذاشته و اشاره کرده است که خواسته مردم ایران باید محترم شمرده شود.
او در این سخنرانی ضمن تاکید بر لزوم گوش دادن به صدای مردم در انتخابات سال آینده گفت: "باور دارم که مردم ایران می‌دانند چه جامعه‌ای می‌خواهند بسازند."
او همچنین خاطرنشان ساخت که "محدود ساختن آزادی بیان و سرکوب فعالیت اجتماعی تنها توسعه کشور را به تاخیر انداخته و تخم بی‌ثباتی خواهد کاشت."
بان کی‌مون در بخشی دیگر از این سخنرانی تاکید کرده است که ایران باید بر همکاری خود با مکانیسم‌های حقوق بشری سازمان ملل، ‌ "به‌ویژه گزارشگر ویژه" این سازمان، بیفزاید.
رهبران جمهوری اسلامی هنوز به احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور ایران، که در پی سرکوب‌های پس از انتخابات سال ۸۸ به این مقام منصوب شد اجازه سفر به ایران و دیدار با زندانیان سیاسی و خانواده‌های آن‌ها را نداده‌اند.
آقای‌ بان در بخشی دیگر از سخنرانی خود با اشاره به زادگاهش، کره جنوبی، گفته است که این کشور در دوره‌ای تحت سلطه "دیکتاتوری نظامی" بوده و در این دوره "بهانه تمام سیاستمداران" تقابل فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی با "امنیت ملی" بوده و اینکه این فعالیت‌ها به سود کشورش نیست.
او در ادامه این اشاره که به نظر می‌رسد اشاره‌ای غیرمستقیم به وضعیت ایران باشد می‌گوید که به نظر او نباید میان این دو یعنی "مسائل و اهداف جامعه مدنی و امنیت ملی" تقابلی باشد.
"اقدام علیه امنیت ملی" در کنار "تشویش اذهان عمومی" و غیره یکی از تکراری‌ترین اتهاماتی است که در سه سال گذشته قضات جمهوری اسلامی با توسل به آن بسیار از فعالان سیاسی و روزنامه‌نگاران را به زندان فرستاده‌اند.
دبیرکل سازمان ملل همچنین تاکید کرده است که سازمان ملل و جامعه جهانی "کاملا پشتیبان مردم ایران در مبارزه طولانیشان در راه دموکراسی و حقوق بشر" هستند.
به گفته سخنگوی دبیرکل سازمان ملل، آقای‌ بان پیش‌تر هم در دیدار خود با محمود احمدی‌نژاد و آیت‌الله خامنه‌ای به تمام این مسائل اشاره کرده، از وضعیت حقوق بشر در ایران ابراز نگرانی کرده و بر لزوم احترام به حقوق مدنی مردم ایران تاکید کرده است.
بان کی‌مون تا جمعه، دهم شهریورماه، که اجلاس کشورهای غیرمتعهد به پایان می‌رسد در ایران به سر می‌برد.

۹.۶.۹۱

تصویر زندانیان سیاسی؛ رنج در تبعید نرگس، انفرادی در تبعید بهمن، حبس در حبس کبودوند/ مجتبی سمیع‌نژاد



تصویر عمومی از زندانیان سیاسی در افکار عمومی ایرانیان که از نزدیک به تماشا ایستاده‌اند و خارجی‌ها که همواره مخطاب وضعیت‌ آن‌ها در ایران قرار می‌گیرند چیست؟ در سال‌های گذشته و به ویژه سه سال اخیر که آغشته به نام «جنبش سبز است، چه تصویری از زندانیان سیاسی به عنوان پیش‌روان راه آزادی‌خواهی و دموکراسی‌خواهی ارائه و ساخته و پرداخته شده است؟ از آن‌‌ها چه چیزی ساخته‌ایم و آنان را به چه شکل پرداخته‌ایم؟
می‌توان بسته به نگاه‌های موجود تصاویر متقاوتی از زندانیان سیاسی در افکار عمومی در نظر گرفت و رسم کرد. اما کنش‌های صورت گرفته و یا نوع و ادبیات اخبار منتشره در مورد زندانیان سیاسی و هنگامه‌‌هایی خاص که داد همه‌گان از بی‌دادها به آسمان می‌رود و یا واکنشی که سازمان‌های بین‌المللی حقوق بشر در این چند سال نشان داده‌اند، یک تصویر غالب را بر دیگر تصاویر زندانیان سیاسی به ما نشان می‌دهد. تصویری که شاید از عدم کنش صحیح در قبال زندانیان سیاسی یا از سر دل‌سوزی و خیرخواهی صورت می‌گیرد. این کنش‌ها و رفتارها که می‌توان آن را «نامناسب» هم عنوان کرد، تصویری از زندانیان سیاسی ارائه داده که هر چند در مورد برخی از زندانیان سیاسی یک واقعیت محض است، اما تصویر واقعی زندانیان سیاسی در ایران نیست.
این تصویر غیرواقعی به ما می‌گوید که «زندانیان سیاسی افراد و اشخاص بیماری هستند که به خاطر بیماری‌شان باید از زندان آزاد شوند.» در این تصویر همه‌ی زندانیان سیاسی ما بیماری دارند، در این تصویر حتا مسأله‌ی «دندان درد» یک زندانی سوژه‌ی خبری داغ است که دیگر مسائل زندانیان سیاسی را در این تصویر گم می‌کند. در این تصویر از یک زندانی باید دفاع شود که به خاطر معاینه دندان یا چشم باید برای ساعتی بیرون از زندان بیاید، در این تصویر زندانیان سیاسی همواره «پزشک متخصص» نیاز دارند و مهم‌ترین نیازشان همین است. در این تصویر که تصویری غیر واقعی است و ما جمله‌گی آن را ساخته‌ایم. در این تصویر کنش‌گر حقوق بشر ایرانی برای ارائه گزارش به سازمان خارجی به دنبال «دردهای بیش‌تر» است، چرا که گروه‌های برون از مرزهای ایران باید «دل‌شان به حال زندانی سیاسی بسوزد.» چرا که این عادت غربی‌ها است که تا دل‌شان نسوزد آن‌چنان که باید کار نمی‌کنند. چیزی باید آن‌ها را تحت تأثیر قرار دهد. و چه چیز در این تصویر بهتر از این‌که مدارک پزشکی و اخبار بیماری بیش‌تر و بیش‌تر باشد.
ما در حال گم شدن در این تصویر هستیم، ما در این تصویر علت زندانی سیاسی بودن را گم کرده‌ایم، ما در این تصویر دل‌رحمی و دل‌سوزی طلب می‌کنیم، ما در این تصویر زندانیان سیاسی و هدف و آرمان و اعتقادشان را زمین می‌زنیم، ما در این تصویر همراه می‌شویم با جریانی که هم ما را به آب می‌سپرد تا ببرد، هم آن چیزی را که دلیل زندانی بودن است. ما در این تصویر ناخواسته‌ای که ایجاد کرده‌ایم، اعتراض به زندانی سیاسی داشتن را از یاد برده‌ایم. ما در این تصویر نمی‌گوییم زندانی سیاسی اصلا نباید زندان باشد، ما در این تصویر می‌گوییم که به خاطر بیماری‌اش باید آزاد باشد. ما در این تصویر نمی‌گوییم زندانی دو سال است که بدون مرخصی زندانی است، ما در این تصویر به دنبال راهی برای چند ساعت بیرون آمدن زندانی برای یک معاینه ساده هستیم.
اما تصویر زندانیان سیاسی ما این نیست، تصویر زندانیان سیاسی ما «عده‌ای بیمار و محتاج دل‌سوزی» نیست، تصویر زندانیان سیاسی ما شجاعت و ایستادن بر حق است. تصویر زندانیان سیاسی ما تصویری است که در آن هدی صابرها و هاله سحابی‌ها به اعتراض تا لحظه جان سپردن می‌روند. تصویر زندانیان سیاسی ما تصویری باشکوه از افرادی است که سال‌ها در زندان با همه‌ی ستم‌ها مانده‌اند و هر گاه کسی آزاد می‌شود سرود یار دبستانی می‌خوانند.
تصویر زندانیان سیاسی ما تصویر بهمن احمدی امویی در این روزها است که در انفرادی زندان رجایی‌شهر در این مقطع تصویری از روزنامه‌نگاران دربند ما و ستم‌های رفته بر آنان را با پرچمی به رنگ تنهایی و انقرادی افراشته است. تصویری که می‌گوید ده‌ها روزنامه‌نگار ایرانی در زندان‌اند، جمهوری اسلامی بزرگ‌ترین زندان روزنامه‌نگاران در جهان است. تصویری که می‌گوید اهالی رسانه و قلم در این آزادی ندارند و آزاد نیستند و قلم‌های‌شان به پشت میله‌های زندان و به محاق سانسور رفته است. و اعتراض به این‌ها مانده و هم‌چنان ادامه دارد.
تصویر زندانیان سیاسی ما تصویر محمدصدیق کبودند است که پنجمین سال زندان غیرقانونی خود را می‌گذارند و حالا به خاطره خانواده‌ و فرزندش «حبس در حبس» شده است. تصویر زندانیان سیاسی ما تصویر حبس در حبس کبودوند است که نه به خاطر بیماری‌اش که به خاطر فعالیت‌های انسان دوستانه‌اش که منجر به صدور حکم زندان ۱۱ ساله شده باید از زندان آزاد شود. امروز و این مقطع او تصویری از زندانیان سیاسی و به ویژه زندانیان سیاسی کرد است که مظلوم‌ترین و بی‌پناهترین زندانیان هستند. تصویری از صدور حکم‌های سنگین زندان و اعدام برای شهروندانی که از طبیعی‌ترین حقوق خود محروم‌اند و شهروند درجه دو نیز محسوب نمی‌شوند. و اعتراض به این‌ها مانده و هم‌چنان ادامه دارد.
تصویر زندانیان سیاسی ما نرگس محمدی است با همه رنج‌های تبعیدش. تصویری غیر از آن‌چه که بیمار است و مادر دو فرزند. تصویری که ایستاده‌گی و ماندن بر آرمان و عقیده را معنا می‌کند. تصویری که نشان می‌دهد شجاعت زنان ایرانی چه اندازه با شکوه است و تا چه اندازه می‌توانند در برابر بی‌عدالتی و نقض حقوق بشر و نقض حقوق زنان ایستاده‌گی کرد. و اعتراض به این‌ها مانده و هم‌چنان ادامه دارد.
آری نرگس محمدی، محمدصدیق کبودوند، آرش هنرور شجاعی و… چندین و چند زندانی دیگر بیمار هستند، قانون و عرف و اعلامیه جهان‌شمول حقوق بشر و استانداردهای بین‌المللی نگهداری زندانیان و مرام انسانی می‌گوید باید تحت درمان قرار گیرند و باید تحت نظر پزشک معالجه شوند. از چشم تا قلب‌شان نباید در زندان آسیبی ببیند. اما این تصویر زندانیان سیاسی ما نباید باشد. آن‌ها به خاطر بیماری نیست که باید از زندان آزاد شود.
به خاطر حضور چند روزه و چند ماهه در سلول‌های انفرادی بی‌شمار در ایران که مصداق بارز نقض حقوق بشر هستند و از اولین ارکان نقض حقوق بشر در مورد زندانیان باید از زندان آزاد شوند. به خاطر حکم‌هایی باید از زندان آزاد شوند که در تخم عدالت دستگاه قضایی و قضات‌اش خشکیده است. با خاطر حکم‌هایی که نهادهای امنیتی دادنامه‌ها پاشیده‌اند. به خاطر آن‌که باور داریم هیچ‌کس به خاطر عقیده و نوشته و مرام و مذهب‌اش نباید زندانی شود و مورد ظلم واقع شود. و تصویر زندانیان سیاسی ما مگر غیر از این است.
و نکته‌ی آخر که این نوشته را پایانی باشد، کوچک توصیه‌ای است از این حقیر به همه‌ی آن‌ عزیزانی که در جهت دفاع از زندانیان سیاسی از نزدیکان‌شان گرفته تا کنش‌گران این عرص و اهالی رسانه، که کوچک مشکلات جسمی زندانیان بزرگ‌تر، «وخیم‌تر و حادتر» از مشکلات بزرگ و عظیمی مثل زندانی بودن، مورد حکم سنگین قرار گرفتن، مورد شکنجه و مورد بی‌عدالتی قرار گرفتن و… نیست.

بی‌خبری مطلق از علت و محل بازداشت میرطاهر موسوی


 با گذشت بیش از یک هفته از بازداشت میرطاهر موسوی نماینده کرج در مجلس ششم هنوز هیچ اطلاعی از وضعیت او در دست نیست.
بنا به گزارش کلمه، از آنجا که میرطاهر موسوی فعال سیاسی، بامداد یکشنبه گذشته توسط نهادهای امنیتی نه به عنوان متهم بلکه به عنوان مطلع بازداشت شده، خانواده او تاکنون مایل به گفتگو با رسانه‌ها نبوده‌اند.
میرطاهر موسوی استاد جامعه‌شناسی دانشگاه و عضو انجمن جامعه‌شناسی ایران بود که توسط انجمن جامعه‌شناسی و اساتید به دبیری دومین همایش آسیب‌شناسی اجتماعی کشور برگزیده شد که قرار بود در اسفندماه گذشته برگزار شود اما با فشار نهادهای امنیتی لغو شد در حالی که دانشگاه‌های مختلف و معاونت پیشگیری از جرائم قوه قضاییه و شهرداری تهران در برگزاری آن همکاری داشتند.
گفته می‌شود که میرطاهر موسوی در ستاد مهندس موسوی معاونت هماهنگی را برعهده داشته است.
او همچنان در بازداشت بسر می‌برد و هنوز هیچ اطلاع رسمی درباره علت بازداشت او، اتهام و محل نگهداری‌اش گفته نشده است.

۸.۶.۹۱

هشدار عفو بین الملل در خصوص اتهام محاربه به ارژنگ داوودی



 سازمان عفو بین الملل می‌گوید براساس گزارش‌هایی که به این سازمان رسیده است، قرار است دادگاه ارژنگ داوودی به اتهام محاربه، چهار روز دیگر در تهران برگزار شود.
متن کامل بیانیه عفو بین الملل را در زیر میخوانید:
اقدام فوری
ترس از شکنجه برای نویسنده ایرانی
نویسنده ایرانی ارژنگ داوودی، از اکتبر سال ۲۰۰۳ زندانی است، در ۲۷ ژوئن به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد بیم آن می‌رود که او را مورد شکنجه قرار دهند و یا اینکه تحت درمان قرار نگیرد.
او در تاریخ ۲۸ اوت با اتهام جدید "محاربه با خدا" (محاربه) به خاطر فعالیت‌های سیاسی مسالمت آمیز خود متهم شده است.
از زمان آغاز بازداشت، ارژنگ داوودی حکم زندان خود را در زندان‌های مختلف ایران، از جمله در زندان بندر عباس زندان هرمزگان که در ۱۵۰۰ کیلومتری جنوب محل سکونتش تهران می‌باشد، زندان رجایی شهر در کرج و زندان اوین، بند ۲۰۹، که بر این باور است که تحت کنترل وزارت اطلاعات می‌باشد.
از این بند اغلب گزارش می‌شود که زندانیان مورد شکنجه یا اذیت و آزارهای دیگر قرار می‌گیرند. و یا زندانیان بیمار در این بند از زندان اوین تحت درمان قرار نمی‌گیرد، او مدت طولانی از زمان بازداشت خود را در سلول انفرادی گذرانده است.
از زمانی که به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شده، ارژنگ داوودی تماسی با خانواده‌اش نداشته است.
ارژنگ داوودی ۲۸ اوت در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به اتهام «محاربه با خدا» (محاربه) احضار شد.
اتهام "محاربه با خدا" احتمال صدور حکم اعدام را برای وی در پیش دارد.
ارژنگ داوودی، ۶۰ ساله، در اکتبر سال ۲۰۰۳ بخاطر شرکت در فیلم مستند "ایران ممنوعه" که در آن او در مورد نقض حقوق بشر در ایران صحبت می‌کند دستگیر شد.
پس از یک محاکمه در سال ۲۰۰۵ در شعبۀ ۲۶ دادگاه انقلاب او به اتهام "تبلیغ علیه نظام"، "ایجاد و هدایت یک سازمان و یا گروه مخالف دولت"، "مدیریت مرکز فرهنگی آموزشی به نام پرتو حکمت در تهران" و مشارکت در یک فیلم مستند و به دلیل نوشته‌های خود برای یک سیستم سکولار حکومت در ایران، او را به ۱۵ سال زندان و ۷۵ ضربه شلاق محکوم کرد. حکم شلاق او اجرا نشده است.
عفو بین الملل از اعضای خود در تمامی جهان خواسته است که به مقامات رژیم ایران نامه بنویسند و از آن‌ها خواستار مهیا کردن سه امکان زیر برای ارژنگ داودی شوند.
لطفا فورا نامه‌هایی به فارسی، انگلیسی، عربی و یا زبان خود بنویسید.
- درخواست از مقامات ایرانی برای آزادی فوری و بدون قید و شرط ارژنگ داودی، او صرفا به خاطر به کارگیری مسالمت آمیز حقوق خود در نوشته‌هایش برای آزادی بیان و تشکل و فعالیت سیاسی در بازداشت است.
- از آن‌ها خواسته شود از ارژنگ داوودی در برابر شکنجه و سایر بدرفتاری‌ها محافظت شود و به او تمام مراقبت‌های لازم پزشکی داده شود.
- فراخوانی برای امکان دسترسی فوری ارژنگ داوودی به خانواده و وکیل خود.

۷.۶.۹۱

بیانیه ایالات متحده در محکومیت تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌های ایران


 در ادامه اعتراض‌ها به توقف پذیرش دختران در ۷۷ رشته تحصیلی دانشگاهی در ایران، وزارت امور خارجه ایالات متحده نیز این اقدام را موجب "عقب‌گرد" زنان در ایران دانست و خواستار حفظ حقوق زنان ایرانی از سوی مقام‌های جمهوری اسلامی شد.
ویکتوریا نولند، سخنگوی وزارت امور خارجه ایالات متحده، در بیانیه‌ای که روز سه‌شنبه، ۳۱ شهریورماه، منتشر شد، با تأکید بر برتری شمار زنان دانشجو در ایران بر مردان "برای بیش از ۱۰ سال" تأکید کرد که عدم پذیرش زنان در ۷۷ رشته دانشگاهی مهم موجب "عقب‌گرد قابل توجه" زنان شده و امکانات زنان برای یافتن شغل را محدود می‌کند.
خانم نولند با اشاره به اظهارات "روسای برخی از دانشگاه‌ها" در ایران مبنی بر "ماهیت مردانه" برخی رشته‌ها اعلام کرد که این گونه اظهارات ضمن تضعیف تلاش‌های زنان ایران برای رقم زدن آزادانه آینده خود، پتانسیل نیروی کار ایران را کاهش می‌دهد.
به نوشته خبرگزاری خانه ملت، در سال جاری "۳۶ دانشگاه کشور ظرفیت پذیرش دختران را در برخی از رشته‌های دانشگاهی در دفترچه انتخاب رشته سال ۹۱ حذف کرده‌اند" و گزارش‌ها حاکی است این حذف بیشتر در حوزه رشته‌های فنی و مهندسی صورت گرفته است.
این در حالی است که دانشجونیوز، وب‌سایت خبری دانشجویان ایران، اواسط مردادماه اعلام کرده است که در سال تحصیلی جدید نه "۳۶ دانشگاه"، بلکه "بیش از ۶۰ دانشگاه ایران" در بعضی از رشته‌ها داوطلبان را به صورت تک‌جنسیتی خواهند پذیرفت.
طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها از سال ۱۳۸۸ رسانه‌ای شد، اما اواسط تیرماه سال ۹۰ محمود احمدی‌نژاد در نامه‌ای خطاب به وزرای علوم و بهداشت طرح تفکیک جنسیتی را "سطحی و غیرعالمانه" خواند و خواستار توقف اجرای آن شد که به دنبال آن وزیر علوم اعلام کرد که تفکیک جنسیتی به دلیل مخالفت آقای احمدی‌نژاد با روش اجرا متوقف می‌شود.
با این‌ حال گزارش‌ها حکایت از اجرایی شدن این طرح دارد، اقدامی که موجی از اعتراض‌ها را تاکنون به همراه داشته است.
بیش از ۱۸۰ نفر از دانشجویان دانشگاه علم و صنعت خردادماه سال جاری در نامه‌ای به رئیس این دانشگاه خواستار بازنگری در محدودیت‌های ایجاد شده برای پذیرش دانشجویان دختر در مقاطع کار‌شناسی و کار‌شناسی ارشد در سال جاری شدند و دانشجویان رشته زمین‌شناسی دانشگاه بوعلی سینای همدان هم با تجمع در مقابل ساختمان مرکزی این دانشگاه نسبت به اعمال طرح تفکیک جنسیتی در این دانشگاه اعتراض کردند.
شیرین عبادی، برنده جایزه نوبل صلح، نیز در نامه‌ای که ۲۸ مردادماه در چندین وب‌سایت‌ منتشر شد، توقف پذیرش دختران در ۷۷ رشته دانشگاهی را سبب کاهش درصد دختران دانشجو از "۶۵ درصد به ۵۰ درصد" دانست و گفت: "حکومت ایران می‌کوشد زنان را به درون خانه بازگرداند."
وزارت خارجه ایالات متحده نیز در بیانیه اخیر خود خواستار حفاظت از حقوق زنان ایران از سوی مقام‌های جمهوری اسلامی شده و درخواست کرده است تا جمهوری اسلامی به قوانین ایران و قوانین بین‌المللی در راستای جلوگیری از تبعیض پای‌بند باشد.

۶.۶.۹۱

سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان خواستار آزادی سعید شیرزاد شد



به گزارش منابع خبری سعید شیرزاد فعال حقوق کودک که برای عملیات امداد و کمک به مردم عازم منطقه زلزله زده شده بود بازداشت شده است.
وی که در یکی از کمپ‌های امدادی که توسط فعالان اجتماعی و حقوق بشر به منظور امداد و کمک رسانی به مرم زلزله زده شهرستان ورزقان ایجاد شده بود فعالیت می‌کرد توسط ماموران اداره اطلاعات شهرستان اهر بازداشت شده است.
سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان بازداشت سعید شیرزاد را بر خلاف موازین انسانی و اجتماعی می‌داند در حالی که وی به منظور کمک رسانی به مردم زلزله زده به این منطقه رفته است.
این سازمان ضمن اعتراض به بازداشت وی خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط این فعال حقوق بشر می‌باشد.
گفتنی است، سعید شیرزاد یکی از فعالان مدنی در منطقه زلزله زده ورزقان بازداشت شد.
این فعال مدنی که برای کمک به زلزله زدگان به این شهر سفر کرده بود توسط ماموران اطلاعات بازداشت شد.
ماموران اطلاعات شیرزاد را به همراه دو نفر دیگر در یک کمپ کمک به زلزله زدگان بازداشت کردند که دو نفر از آن‌ها را آزاد کردند.