جستجوی این وبلاگ

۱۶.۷.۹۱

دو سازمان حقوق بشری به فشارهای حکومتی بر دانشجویان ایران

 
همزمان با روز اول مهر و آغاز سال تحصیلی در ایران، دو سازمان عفو بین‌الملل و دیدبان حقوق بشر به فشارهای تازه حکومت بر دانشجویان در کشور اعتراض کرده و این اقدامات را باعث "ایجاد فضای ترس" و "پسرفت تحصیلی" در ایران دانستند.
بنا بر گزارش سازمان عفو بین‌الملل که روز جمعه در وب‌سایت این سازمان منتشر شده است، میزان آزار و اذیت دانشجویان ایرانی از سوی دولت از اردیبهشت‌ماه اخیر شدت گرفته و بازداشت و بازجویی "ده‌ها" دانشجو در هفته‌های اخیر، ممنوع کردن شماری از رشته‌ها برای دختران، و طرح‌های تفکیک جنسیتی و "اسلامی‌سازی" دانشگاه‌ها باعث پسرفت کیفیت تحصیلی در ایران شده‌ است.
اشاره این نهاد‌ها به توقف پذیرش دختران در ۷۷ رشته تحصیلی دانشگاهی، به ویژه در رشته‌های فنی و مهندسی در ایران است.
در همین حال دو هفته پیش از این، کامران دانشجو، وزیر علوم ایران، از "اخراج و بازنشستگی اجباری استادان" و "اجرای تفکیک جنسیتی" در دانشگاه‌ها دفاع کرده و یک مقام این وزارتخانه نیز خبر داد که از سال جاری دانشجویان تازه‌وارد به دانشگاه "پالایش روانی" می‌شوند.
آن هریسون، معاون مدیر بخش خاورمیانه و شمال آفریقای عفو بین‌الملل، در گزارش روز جمعه این سازمان گفت که "مقام‌های ایران باید به جریان سرکوب علیه دانشجویان خاتمه دهند، جریانی که با فرا رسیدن سال جدید تحصیلی باعث ایجاد فضای ترس در دانشگاه‌ها شده‌ است".
وی افزود: "با ممانعت از تحصیل دانشجویان به خاطر جنسیت، باور یا فعالیت‌های مسالمت‌آمیز آن‌ها، مقام‌های ایران تعهداتی که تخت قوانین بین‌المللی دارند را زیر پا گذاشته‌اند."
در بخشی از گزارش عفو بین‌الملل به وضعیت سروش ثابت، دانشجوی زندانی، اشاره شده و از مقام‌های ایرانی خواسته شده تا تمامی زندانیان سیاسی از جمله بهاره هدایت، مجید توکلی، و ضیاء نبوی را آزاد کنند.
وضعیت لوا خانجانی، از اعضای اقلیت‌ بهایی، که به خاطر مذهبش از تحصیل در دانشگاه منع شده و به خاطر شرکت در راهپیمایی‌های صلح‌آمیز هم‌اینک در زندان به‌سر می‌برد از دیگر موارد مورد اشاره در گزارش عفو بین‌الملل است.
در همین حال روز شنبه سازمان دیدبان حقوق بشر نیز به آغاز سال تحصیلی در ایران و وضعیت دانشجویان در این دوره پرداخته و گزارشی در این مورد در وب‌سایت خود منتشر کرده است.
لیسل گِرنْت‌هولتز، مدیر امور حقوق زنان در دیدبان حقوق بشر، در این گزارش می‌گوید: "در چند دهه اخیر دانشگاه‌های ایران برای پسران و دختران آموزش باکیفتی را فراهم کرده‌اند، اما با آغاز سال تحصیلی جدید، دانشجویان ایرانی با پسرفتی جدی مواجه شده‌اند و به دانشجویان دختر دیگر اجازه ادامه تحصیل در رشته‌های مورد انتخابشان داده نمی‌شود."
به گفته خانم هریسون، در دانشگاه‌های ایران بسیاری از محدودیت‌های تحصیلی اعمال‌شده بر اساس جنسیت "خط مشی مشخصی را دنبال نمی‌کنند" و مقام‌ها و مدیران هر دانشگاه «به دلخواه» خود موانعی را برسر راه دانشجویان قرار می‌دهند

۱۲.۷.۹۱

احمد شهید: طی دو سال بیش از ۳۰۰ مسیحی به طور خودسرانه در ایران دستگیر و زندانی شده‌اند

 بازرسان حقوق‌بشر سازمان ملل روز پنجشنبه ۳۰ شهریور اعلام کردند در دو سال گذشته، بیش از ۳۰۰ مسیحی در ایران دستگیر شده‌اند.
بنا به گزارش رادیو اروپای آزاد، در بیانیه مشترکی که بازرسان روز پنجشنبه ۳۰ شهریور در شورای حقوق بشر در ژنو منتشر کردند، ضمن استقبال از آزادی کشیش یوسف ندرخانی از زندان، از وضعیت دیگر زندانیان مسیحی در ایران، ابراز نگرانی کردند.
یوسف ندرخانی ۳۳ ساله که در سن ۱۹ سالگی به مسیحیت گراییده است، سه سال پیش در شهر رشت بازداشت شد؛ دادگاه بدوی در ۲۳ خردادماه آقای ندرخانی را به "ترک دین" و "دعوت سایر مسلمانان به مسیحیت"، "ایجاد یک کلیسای مخفی در خانه خود" و "ابراز مخالفت آشکار با اسلام" متهم کرده بود.
به گفته وکیل آقای ندرخانی، این کشیش مسیحی از اتهام "ارتداد" تبرئه شده و برای اتهام "تبلیغ علیه نظام" به سه سال حبس محکوم شد و چون وی این مدت را در زندان سپری کرده بود از زندان آزاد شد.
گزارشگران مستقل حقوق بشر در بیانیه‌ای مشترک از مقامات جمهوری اسلامی ایران خواستند فضا را برای کلیسا‌ها به ویژه کلیسا‌های خانگی انجیلی، آرام کنند و به آن‌ها اجازه فعالیت آزاد بدهند.
احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، برپایه تماس‌ها و اسناد و مصاحبه‌های خود می‌گوید: از سال ۲۰۱۰ بیش از ۳۰۰ مسیحی به طور "خودسرانه" دستگیر و زندانی شده‌اند.
شهید خاطر نشان کرده است که این دستگیری‌ها در حالی است که قانون اساسی ایران مسیحیت و آزادی فعالیت پیروانش را به رسمیت می‌شناسد و به لحاظ بین‌المللی نیز در این مورد تعهد کرده است.
گزارشگر سازمان ملل در امور ایران می‌گوید که ۴۱ نفر از این دستگیر شدگان دست کم از یک ماه تا بیش از یک سال در بازداشت بوده‌اند و همچنان شماری زیادی از آن‌ها در بازداشت هستند.
احمد شهید می‌افزاید کلیسا‌ها در ایران تحت فشار هستند و باید عضویت اعضای خود را گزارش کنند.
آقای شهید در مورد پرونده کشیش یوسف ندرخانی گفت: هنوز حتی مشخص نیست که چرا این کشیش مسیحی، مدت سه سال در زندان افتاد و ما هنوز پاسخ درستی از ایران دریافت نکرده‌ایم.
غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضاییه در آخرین گفت‌و‌گوی مطبوعاتی خود هفته پیش که آن را خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا گزارش کرد، گفته بود که آزادی کشیش ندرخانی "نتیجه روند قضایی بوده و فشار رسانه‌های هیچ تاثیری در این پرونده نداشته است."
هاینر بیلفلدت گزارشگر ویژه آزادی مذهب شورای حقوق بشر سازمان ملل هم روز پنجشنبه گفت: حقوق آزادی ادیان برای مسیحیان تحت قوانین ایران تضمین شده و باید در عمل این حقوق برای آن‌ها فراهم شود.
وی همچنین از ایران خواست به دیگر ادیان و مذاهب از جمله بهاییان و دراویش‌های گنابادی احترام بگذارد.

۱۰.۷.۹۱

درخواست عفو غلامرضا خسروی رد شد


درخواست عفو غلامرضا خسروی که به درخواست خانواده وی انجام شده بود با گزارش وزارت اطلاعات رد شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این زندانی سیاسی که اخیرا با تائید حکم اعدام در دیوان عالی کشور مواجه شده است با درخواست خانواده وی پرونده نامبرده به کمیسیون عفو و بخشودگی قوه قضائیه ارجاع شد که وزارت اطلاعات در پاسخ بدان اعلام داشت است نامبرده مشمول عفو نمی‌باشد و اجرای حکم بلامانع است.
غلامرضا خسروی سوادجانی مهندس جوش که در بسیاری از پروژه‌های کشوری سال‌ها خدمت کرده است به دلیل هواداری از سازمان مجاهدین خلق ایران به اعدام محکوم شده است، حکم نامبرده اخیرا در دیوان عالی کشور تائید و به اجرای احکام زندان اوین منتقل شده بود.
در طی شهریور ماه بسیاری از سازمانهای مدافع حقوق بشر نسبت به خطر اجرای حکم اعدام این زندانی سیاسی واکنش نشان دادند اما با این وجود حکم این زندانی سیاسی در کمیسیون عفو رد شده است.

۹.۷.۹۱

نامه رضا بوکانی در مورد مصائب زندانیان سیاسی کرد


 رضا شریفی بوکانی زندانی سیاسی زندان رجایی شهر کرج در شرح مصائب زندانیان سیاسی کرد نامه ای نگاشته است که مشروح آن را در زیر میخوانید.
شاید برای بعضی‌ها جای سوال باشد که یک زندانی سیاسی کرد به نام محمد نظری که بیست سال است در زندان می‌باشد. بیست سال پیش از سوی ماموران امنیتی در یکی از مناطق کرد نشین دستگیر شده است و پس از ماه‌ها اقامت در سلول‌های انفرادی، تحت شکنجه‌های روحی و جسمی قرار گرفته و فشار‌های زیادی را بر وی تحمیل کردند.
در آن وقت ایشان را به اتهام همکاری و ارتباط با حزب دموکرات کردستان متهم نمودند و در دادگاه انقلاب ارومیه به حکم اعدام محکوم شده‌است و بعد‌ها طی چندین بار اعتراض با یک درجه تخفیف حکم ایشان به ابد تبدیل شد.
این زندانی سیاسی بیست سال را در زندان‌های مختلف ایران حتی بدون یک روز مرخصی به صورت پیوسته در حال سپری کردن محکومیت ناعادلانه خود می‌باشد. محمد نظری بهترین لحظات زندگی خود را پشت میله‌های زندان گذرانده است. بیست سال زندان، محرومیت از زندگی تاوان کدام گناه می‌باشد؟
وی مدعی است که تنها علیه ایشان پرونده سازی شده است و اسناد و مدارک دروغین علیه این زندانی ستم دیده ارائه داده‌اند. در هنگام دستگیری ۳۰ سال سن داشته و فارغ از هرگونه عملیات مسلحانه و اقدام علیه امنیت در میان مردمان محروم و سخت کوش کردستان به زندگی خود می‌پرداخت. آیا بر چه اساس و قانونی مقامات قضایی و مسئولین امنیتی چنین حکمی را به این شخص ابلاغ نمودند؟
آیا برایشان جای سوال نیست که بیست سال زندان تاوان کدام گناه می‌باشد؟
به واقع مقامات رژیم و مسئولین وزارت اطلاعات با چنین غرض ورزی‌ها و کینه توزی‌هایی که از سال‌ها پیش با مردمان کرد داشته‌اند تنها هدفشان انتقام جویی است. قصد دارند محمد نظری مثل سایر زندانیان سیاسی که در زندان‌ها به طرز مشکوکی جان باخته‌اند از جمله اکبر محمدی، ولی الله فیض مهدوی محسن دکمه چی، منصور رادپور و مهدی زالیه که همه این عزیزان به خاطر اعمال فشار‌های سنگین مسئولین از دنیا رفتند.
از مقامات حزب دموکرات کردستان انتظار می‌رود که در کنار این زندانی سیاسی باشند و از ایشان حمایت کنند و می‌خواهم که این زندانی سیاسی هم جزئی از آن‌ها باشد. هم اکنون محمد نظری که در سالن ۱۲ زندان رجایی شهر محبوس است، مدت چهار روز است در اعتصاب غذای نامحدود به سر می‌برد و لب‌های خود را نیز با نخ دوخته است.
حال که ماه هاست دچار افسردگی شده است و حتی طعم زندگی را هم فراموش کرده است. تا اینکه روز پنجشنبه هفته گذشته در زندان با خواهرش ملاقات داشته است که از چند ماه پیش خانواده وی نامه‌ای خطاب به علی خامنه‌ای نوشته بودند.
در این نامه به وضعیت قضایی ایشان اشاره شده بود که به پرونده او رسیدگی کنند. در حالی که خواهر محمد نظری پشت کابین‌های سالن ملاقات پاسخ این نامهٔ بیت خامنه ای! را به طور خلاصه برایش شرح داد که اشاره نمودند که او ۱۵ سال پیش باید اعدام می‌شد. پس چرا زنده است؟
این زندانی سیاسی به خاطر چنین جواب ضد بشری و ضد انسانی علی خامنه‌ای و عدم رسیدگی به وضعیت پرونده‌اش دست به چنین اعتصابی زده است و تا رسیدن به خواسته‌هایش که آزادی می‌باشد ادامه خواهد داد.
مقامات رژیم قصد دارند که زندانیان سیاسی توبه نامه بنویسند و ابراز ندامت و پشیمانی کنند. می‌خواهم بگویم این اشخاص از جمله علی خامنه‌ای، آقای لاریجانی رییس قوه قضاییه، جعفری دولت آبادی مسئول وزارت اطلاعات که به دستور آن‌ها علیه مردم بی‌گناه پرونده سازی می‌کنند و با روش‌های پست خود می‌خواهند که متهم را به چالش بکشانند، صد‌ها نفر از مخالفین و منتقدین را روانه زندان کرده‌اند.
این اشخاص باید از همه ملت ایران خصوصا زندانیان فعلی و خانواده‌هایشان و یا آنانی که زیر شلاق استبداد به شهادت رسیده‌اند، باید از مردم تقاضای عفو بخشش کنند نه اینکه ما از آن‌ها تقاضای عفو و بخشش کنیم.
هم چنین زندانی سیاسی کرد با ۷۲ سال سن به نام کریم معروف عزیز که تبعه کردستان عراق می‌باشد، ۱۶ سال پیش به اتهام جاسوسی و همکاری با یکی از دولت‌ها در دادگاه انقلاب ارومیه به حکم اشد مجازات محکوم شده است.
این زندانی سیاسی با توجه به سن بالایی که دارد ۱۶ سال بدون ملاقات، مرخصی و بدون کوچک‌ترین امکاناتی در زندان‌های ایران محکومیت خود را گذرانده است و حال خانواده‌اش در یکی از کشور‌های اسکاندیناوی اقامت دارند. کریم معروف عزیز دوران سخت و طاقت فرسایی را می‌گذراند و به مریضی‌های جسمی و روحی دچار است.
چرا کسی نمی‌پرسد ۱۶ سال زندان تاوان کدام گناه است؟ با اینکه تمام اتهامات خود را مردود شمرده است و در بازجویی‌ها از روی اجبار او را وادار کرده‌اند که اعتراف کند و چرا مقامات حکومت اقلیمی کردستان عراق در برابر این شهروند تبعه کرد سکوت کرده‌اند؟
هم اکنون در مورد سه زندانی سیاسی کرد که طی دو سال و سه سال پیش در مناطق مرزی کردستان دستگیر شده‌اند و در دادگاه انقلاب در درجه اول به حکم اعدام محکوم شده‌اند. این سه زندانی شیرکوه عارفی، حبیب گلسری، حبیب الله لطیفی که به اتهام ارتباط و عضویت در احزاب کرد در آستانه حکم اعدام هستند.
خصوصا حبیب گلسری که از چند ماه پیش بدون هیچ دلیلی به زندان سمنان تبعید شده است و چندین بار او را به مرگ تهدید کرده‌اند. هر کدام از آن‌ها در خواب‌های پریشانشان کابوس مرگ را می‌بینند و با این حکم ضد انسانی دست و پنجه نرم می‌کنند. من بر این عقیده هستم که عضویت یا هواداری از یکی از احزاب کرد نباید به قیمت جان یک شهروند تمام شود. برای نجات جان آن‌ها تلاش کنید. آیا با اعدام کردن زندانیان سیاسی مخالفان رژیم کاهش می‌یابند؟
گناه مردمان کرد این است که در مرحله نخست کرد هستند، مذهب آن‌ها سنی است و احزاب و تشکل‌های سیاسی را دارند. از سال‌ها پیش مردمان کردستان داستان غم انگیز و پرغصه‌ای را پشت سر گذاشته‌اند که حتی از رونق‌های سرمایه داری و اقتصادی نیز محروم بوده‌اند و همیشه تحت ستم زندگی کرده‌اند. این نظام در کردستان هیچ گونه مشروعیتی ندارد و روز به روز بر مخالفان آن‌ها افزوده می‌شود و حتی شخص علی خامنه‌ای را به رسمیت نمی‌شناسند جز عوامل و جیره خواران اطلاعات و سپاه پاسداران که به دنبال تقویت کردن این رژیم هستند.
هر چند که ۳۴ سال از حاکمیت این رژیم می‌گذرد که تا به حال در حق همه ملت ایران ظلم شده است خصوصا مردمان کردستان که از سال‌ها پیش بمب را بر روی سر آن‌ها ریخته‌اند و هر سال به خاطر ایجاد رعب و وحشت برخی از هم وطنان ما را اعدام می‌کنند.
در پایان اینکه اگر مقامات قضایی و امنیتی قصد جان محمد نظری و کریم معروف عزیز را ندارند ۱۶ سال زندان و ۲۰ سال زندان برایشان کافی نیست؟
چنین مسائل دردناکی که در زندان‌ها رخ می‌دهد باعث همه این‌ها شخص علی خامنه‌ای می‌باشد که عامل سرکوب، کشتار، شکنجه، و اعدام زندانیان بی‌گناه و ستم دیده سیاسی می‌باشد.
بنده به عنوان یک زندانی سیاسی کرد از تمام مجامع و سازمان‌های حقوق بشری و هم چنین روسای سازمان‌های عفو بین الملل می‌خواهم که در کنار این زندانیان باشند و از آن‌ها حمایت کنند.
رضا شریفی بوکانی
جمعه ۱۰ شهریور ماه سال ۱۳۹۱

۸.۷.۹۱

ضرب و شتم و پرونده سازی برای خالد حردانی


خالد حردانی زندانی امنیتی زندان رجایی شهر کرج در حین انتقال یک زندانیان سیاسی بیمار به بهداری زندان از سوی دو سرباز حفاظت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و پرونده جدیدی برای وی تشکیل شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز پنج‌شنبه ۶ مهرماه خالد حردانی که به عنوان نماینده زندانیان سیاسی یکی از زندانیان بیمار بنام نوید خانجانی را به بهداری زندان رجایی شهر منتقل کرده بود توسط دو سرباز حفاظت مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
مسئولین زندان بجای رسیدگی به شکایت خالد حردانی به اتهام درگیری با مامور و توهین به رهبری پرونده جدیدی برای وی مفتوح نمودند.
در ضمن شورای انضباطی زندان نیز دستور داد خالد حردانی برای مدت یک هفته به سلول انفرادی بند ۱ منتقل گردد که این امر با اعتراض زندانیان بند ۱۲ و تهدید به اعتصاب جمعی منتفی گردید.
گفتنی است، روز پنج‌شنبه مصادف با روز ملاقات زندانیان سیاسی سالن ۱۲ بود و این مسئله باعث شد تعدادی از زندانیان نتوانند با خانواده‌های خود ملاقات کنند.
همچنین در این رابطه ۳۴ تن از زندانیان سیاسی سالن ۱۲ طی نامه‌ای به ریاست زندان برخورد با زندانیان سیاسی و روش بهداری در حل مشکلات جسمی زندانیان را محکوم نمودند.
متن کامل نامه به شرح زیر می‌باشد:
ریاست محترم زندان؛ جناب آقای مردانی
با کمال احترام به استحضار می‌رساند که ما زندانیان سالن ۱۲ معتقدیم که نحوه برخورد پرسنل انتظامی بهداری و توهین انجام شده به وکیل بند سالن ۱۲ که نماینده جمع محسوب می‌شود شایسته و سزاوار نبوده و اعتراض خود را نسبت به این موضوع اعلام می‌داریم.
از نظر جمع شرح ماوقع بصورت زیر است.
۱. در هفته اخیر کوتاهی فراوانی نسبت به اعزام بیماران و انجام معاینه توسط پزشک صورت گرفته است.
۲. در مورد اورژانس و عکس برداری، پس از استفاده روغن کرچک به علت تداخل با روز ملاقات تعلل و کوتاهی صورت گرفته است.
۳. پس از دخالت وکیل بند سالن ۱۲ آقای خالد حردانی جهت کمک به یکی از بیماران سالن به ایشان توهین شده و بعد از تفتیش و نیز کشاندن و ضرب و شتم و فحاشی به نامبرده توسط سربازان شده، که اعتراض ایشان را به دنبال داشته است.
۴. به نظر افراد سالن، کوتاهی‌های فعلی که در معاینه بیماران انجام شده، در مورد خروج از بند و تفتیشهای غیر معمول یک موضوع برنامه ریزی شده جهت اعمال فشار به زندانیان این سالن بوده و پرونده سازی برای وکیل بند و انتساب تهمت‌های ناروا نمونه‌ای از آن محسوب می‌گردد.
۵. به مسائل فوق اختلال در ملاقات و ندادن وقت قانونی به برخی در روز پنج‌شنبه ۹۱/۷/۶ را نیز باید افزود.
با عنایت به موارد فوق از آن مقام محترم درخواست می‌شود که به سرعت به موضوع رسیدگی فرموده، پاسخ شایسته عنایت فرمایید.
امضاء کنندگان:
جعفر اقدامی، سعید ماسوری، صالح کهندل، عفیف نعیمی، مجید توکلی، احمد زید آبادی، کیوان صمیمی، ناصح یوسفی، اسماعیل میلان، رضا شریفی بوکانی، جمال الدین خانجانی، فواد خانجانی، نوید خانجانی، سعید رضایی، وحید تیزفهم، حشمت الله طبرزدی، بهمن احمدی امویی، مسعود مرادی‌باستانی، ایقان شهیدی، رامین زیبایی، مسعود باستانی، ماشاء الله حائری، کامران رحیمیان، فرهاد صدقی، محمود بادوام، عباس بادفر، کامران مرتضایی، شهرام چینیان، کریم معروف عزیز، بهروز عزیزی توکلی، رضا فرهادی، لقمان مرادی، زانیار مرادی، جمشید صادق الحسینی

۷.۷.۹۱

چهار فعال عرب ایرانی به اعدام محکوم شدند



  گزارش شده که دادگاه انقلاب اهواز چهار نفر از فعالان عرب ایرانی در شادگان در نزدیکی اهواز را که حدود چهار سال پیش دستگیر شده بودند به اعدام و سه نفر را به حبس و تبعید محکوم کرده است.
بنا به گزارش‌ بی‌بی‌سی، دادگاه انقلاب اهواز غازی عباسی، عبدالرضا امیر خنافره، عبدالامیر مجدمی و شهاب عباسی را به اتهام محاربه و فساد فی الارض به اعدام محکوم کرده است.
این افراد همگی کمتر از سی سال سن دارند.
جاسم مقدم، سامی جدماوی‌نژاد و هادی البوخنفر‌نژاد نیز به سه سال حبس و تبعید به زندان اردبیل محکوم شده‌اند.
این افراد بین ۲۴ تا ۳۲ سال سن دارند.
این احکام قطعی نیست و متهمان می‌توانند در مدت بیست روز از تاریخ ابلاغ حکم درخواست تجدید نظر کنند.

۳۰.۶.۹۱

بیانیهٔ شورای مرکزی تشکل‌های صنفی معلمان ایران


 بگذار سخن را به یاد کودکانی آغاز کنیم که با کیف‌ها و کتابهای محقر و رویا‌های بزرگ در خانه‌های گلی آذربایجان به کام مرگ فرو رفتند. به یاد کودکانی که از این پس سر کلاس‌ها نخواهند بود، غنچه‌هایی که قبل از شکفتن پژمرده شدند.
ضمن اعلام همدردی و تسلیت به مردم شریف و بزرگ آذربایجان در رویداد دردناک اخیر، امیدواریم مسئولان کشور هرچه سریع‌تر نسبت به بازسازی مناطق آسیب دیده اقدام کنند و وزارت آموزش و پرورش نیز در اسرع وقت مدارس تخریب شده را بازسازی نموده تا کودکان آن خطه نیز سروقت درکلاس‌هایشان حاضرشده و از آموزش محروم نگردند. همچنین مراتب سپاس خود را از همهٔ نهاد‌های مردمی بویژه تشکل‌های صنفی معلمان سراسر کشور بیان می‌داریم که در لحظه‌های سخت مردم آذربایجان را تنها نگذاشته و صحنه‌هایی با شکوه از همبستگی خلق کردند.
آنگونه که می‌دانید گذشته از وضعیت نابسامان آموزشی کشور که متاسفانه این سال‌ها روز افزون گشته است و واکاوی علل آن فضایی دیگر می‌طلبد، مسئله‌ای که ذهن بسیاری از معلمان را سخت به خود مشغول کرده است، وضعیت فلاکت بار اقتصادی و معیشتی است. اگرچه این شرایط غیر انسانی تنها مختص معلمان نیست بلکه دامن تمام مزد بگیران و کارگران را گرفته است و با کاهش قدرت خرید آن‌ها سفره‌های خانواده‌هایشان هر روز خالیتر از دیروز می‌گردد.
شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی معلمان ایران در خصوص موضوع احکام جدید کارگزینی و افزایش حقوق سالانه که علاوه بر تاخیر پنج ماهه در عمل و در ‌‌نهایت افزایش سه درصدی حقوق فرهنگیان شهرستان‌ها را در پی داشته، رسما ً معترض بوده و آن را بی‌توجهی آشکار به مسئلهٔ معیشت فرهنگیان قلمداد می‌کند. و همچنان مغایر بند ۱۲۳ قانون مدیریت خدمات کشوری می‌داند که تاکید دارد افزایش حقوق کارکنان دولت باید متناسب با نرخ تورم لحاظ گردد، چرا که نرخ تورم بطور رسمی ۲۶% اعلام شده است. با این وصف این تناقض آشکار غیر قابل پذیرش است.
اقدام دولت در تغییرات احکام کارگزینی در دی ماه سال گذشته در هنگام انتخابات مجلس نهم تحت عنوان اعمال بند "بدی آب و هوا" که بر اساس آن بطور میانگین صد و بیست هزار تومان به احکام اضافه شد و با حذف مجدد آن‌ها پس از صدور احکام، توهینی آشکار به شعور فرهنگیان است. حال این شائبه پیش می‌آید که هدف دولت تنها سیاسی بوده و هدفی جر تغییر تعداد آرای فرهنگیان نداشته است که این امر موجبات اعتراض معلمان زحمتکش را فراهم آورده است.
بدیهی است که انتظار می‌رود در این شرایط دشوار اقتصادی و گرانی طاقت فرسا، مسئولان با برخوردی صادقانه به سرعت نسبت به تغییر احکام صادر شده و احقاق حقوق حقه اقدام نمایند، در غیر این صورت معلمان ایران این حق را برای خود قائل هستند که از پای ننشسته و با اعتراض‌های قانونی نارضایتی خود را اعلام نمایند.
شورای مرکزی تشکل‌های صنفی معلمان ایران
شهریور ۹۱